بابل (شهر)

نام شناسی

نام این شهر در روزگاران کهن مامطیر بوده‌است. ابن فقیه[۲]، ابوالفداء [۳]، مقدسی[۴] و نویسنده کتاب حدودالعالم[۵] از این شهر به نامهای ممطیر و مامطیر یاد کرده‌اند. ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، درباره نامگذاری این شهر به مامطیر می‌نویسد:

چون امام حسن ابن علی(ع) در زمان خلافت عمر به مامطیر رسید و مالک اشتر نخعی و سپاه عرب با او بودند آن موضع که مامطیر است به چشم امام حسن ابن علی(ع) دلگشای و نزه آمد، آبگیرها و مرغان و شکوفه‌ها و ارتفاع بقعه و نزدیک به ساحل دریا دید گفت: بقعه طیبه ماء و طیر، از آن تاریخ مختصر عمارتی پدید آمد تا به عهد محمدابن خالد که والی ولایت بود، بازار فرو نهاد و بیشتر عمارت فرمود در سنه ستین و مایه مازیار بن قارن مسجد جامع بنیاد نهاد و شهر گردانید. [۶]

ولی اولیاءاله آملی می‌آورد: در عهد خلافت اصحاب از قبل خلفای راشدین، هیچ کس، تخصیص به تبرستان نیامد و آنچه در تاریخ تبرستان مسطور است که در ایام خلافت عمربن الخطاب امام ابومحمدالحسن علی(ع)، و عبداله ابن عمر، و مالک بن حارث الاشتر و قسیم بن العباس به تبرستان آمده‌اند به حقیقت اصلی ندارد. در این باره اختلاف نظر زیادی وجود دارد. از جمله آنکه عده‌ای فتح طبرستان را در زمان عثمان می‌دانند نه به عهد خلافت عمر ؛ و عده‌ای از مورخین نیز حضور امام حسن را در فتح طبرستان صریحا نفی کرده‌اند و عده‌ای دیگر به حضور آن حضرت در فتح طبرستان اشاره‌ای نمی‌کنند. اما براساس مدارک به دست آمده نام مامطیر در یک واقعه تاریخی مربوط به سال (۲۵۰ ه. ق) هنگام قیام حسن بن زید علوی (داعی کبیر) ضد حکمران عرب طبرستان آمده‌است. بعضی از متاخران از دو کلمه (ممطیر) و (مه میترا) چنین نتیجه گرفته‌اند که: شهر بابل امروزی شهری بود پاک و مقدس، در نزدیکیهای دریا و برای جای داشتن (میترای بزرگ) یا (آتشکدهٔ میتر)، بومیان آنرا (مه‌میترا) یا جایگاه میترای بزرگ می‌نامیدند. از سال (۲۵۰ ه. ق) به بعد نام مامطیر در اغلب حوادث طبرستان عنوان می‌شود که در قرن پنجم و ششم، مامطیر رو به وسعت و آبادانی می‌رود بطوریکه در اوایل قرن هفتم به روایت یاقوت حموی از نقاط معتبر طبرستان به شمار می‌آید. [۶]

.[۷]

تا میانه سده هشتم هجری، این شهر را به نام مامطیر می‌خواندند تا آن که کیاییان جلالی آخرین شاه باوندیان - حسن - را شکست دادند و در همان سال سادات مرعشی به سرپرستی میربزرگ از آمل قیام کردند و کیاییان جلالی را شکست دادند و مامطیر را گشودند. سید قوام‌الدین مرعشی وارد مامطیر شد و رفت و آمد دراویش مرعشی باعث رواج کسب و کار در مامطیر شد و نام شهر به بارفروش ده تغییر یافت.[۸]
 مرعشیان تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری در مازندران حکومت کردند. در این سال شاه عباس آنان را برکنار ساخت و این منطقه را تابع حکومت مرکزی کرد [۹]. در این دوران به نظر برخی تاریخ نویسان رفته رفته نام شهر به بارفروش تغییر یافت و پسوند ده از نامش حذف شد [۱۰]. البته برخی معتقدند که این تغییر نام در اواخر زندیه و اوایل قاجار اتفاق افتاد.[۱۱]

این شهر ظاهراً در اواخر دوران قاجار باول نامیده می‌شد که این نام از رودخانه باول رود که امروزه بابل رود خوانده می‌شود گرفته شده. سرانجام در سال ۱۳۰۶ به بابل تغییر نام داد.[۱۲] بابل را با عنوان «شهر بهار نارنج» نیز می‌شناسند.
بلایا

بابل از سال ۱۱۹۸ دچار بلاهای سختی همچون؛ وبا٬طاعون٬طغیان آب و زلزله شد. این بلاهای سخت باعث شد که بسیاری از ساکنین این شهر جان خود را از دست بدهند. همچنین شهر را به آسیب‌های فراروانی دچار کرد. اما به تدریج پس از گذشت حدود یک دهه با تلاش مردم شهر بابل دوباره آباد شد و مانند قبل رونق فراوان گرفت.
بخش‌ها
 
 نقشه توپوگرافی برخی شهرهای ایران
بخش مرکزی شهرستان بابل

شهرها:بابل، امیرکلا
بخش بابل کنار

شهر:مرزیکلا
بخش بندپی غربی

شهر:خوش رودپی
بخش بندپی شرقی

شهر:گلوگاه (بابل)
بخش گتاب

شهر:گتاب
بخش لاله آباد

شهر:زرگرمحله
تاریخچه محلات بابل

محله افراداربن: محله افراداربن در گذشته در مرکز هر محله درختانی کاشته می‌شد که به خاطر تنومندی واهمیت ان نام محله را با نام درخت معرفی می‌کردند. افرا درختی شبیه چنار و بسیار پر شاخ وبرگ که بلندی آن تا بیست متر هم می‌رسد. چاه آبی نیز در مرکز محله مقابل نانوایی فعلی مقابل کوچه ابومحله قرار داشته‌است ومردم از آب این چاه استفاده می‌کردند.

محله باقر ناظر: محله باقر ناظردر دوران قاجار و پهلوی اول در این محله مدرسه‌ای بود با نام باقر ناظر که به مدرسه قاضی نیز معروف بود. این مدرسه در سال ۱۳۱۹شمسی تخریب شد و به جای آن مدرسه سعدی احداث شد. باقر ناظر در اصل ناظم مدرسه حاج ابراهیم یا قاضی بود که بعد تبدیل به دبستان سعدی شد ومحله به نام باقر ناظر اشتهار یافت.

کاسگر محله یاکوزه گر محله: کاسه گر محله یا کوزه گر محله نام محله‌ای است که در گذشته بیشتر ساکنان آن را کوزه گران تشکیل می‌داده‌اند وبا گل ظروف سفالی می‌سا ختند. قدمت آن به دوران قاجار می‌رسدو ابتدای بافت قدیم شهر بابل از سمت جنوب شهر را شامل می‌شود. کاروان سرای سبزه میدان (پلنگ فعلی)در دوران ناصرالدین شاه قاجار محل نبرد سعیدالعلماء و یارانش با افراد بهایی در سال۱۲۶۵قمری بوده‌است که به پیروزی مسلمانان شهر به رهبری سعید العلماء انجامید. در محله کاسه گر محله قرار دارد.

عطار محله: عطار محله در سه راه فرهنگ در کوچه‌ای بم بست که ابتدای آن اسلحه فروشی توکلی قرار داردو وجه تسمیه آن به خاطر شخصی بزرگ و با نفوذ که شغل عطاری داشت وبه مرور به خاطر وجاهت واشتهارش محله به نام عطار محله معروف شده‌است.

محله حیدر کلا: قدمت این محله به دوران سلطنت ناصرالدین شاه می‌رسد. اعتمادالسلطنه از همراهان ناصرالدین شاه در سفر این پادشاه به بابل در روز یک شنبه ۲۱ شوال ۱۲۹۲ ق در محله حیدر کلا به حمام رفته بود.

آستانه: آستانه امامزاده قاسم از قدیمی ترین محلات شهر بابل است که نخستین بار نام آن در تاریخ خاندان مرعشی آمده‌است. نعش میر سلطان مراد خان در آستانه کلاج مشهد (آستانه) به امامت گذاشته، پس از چهل یوم که از مراسم تعزیه فارغ شدند به مردم امین داده به کربلای معلا فرستادند. از آستانه به کلاغ مسجد نیز یاد شده‌است. پیدایش این مکان در قرن هفتم هجری بود. بقعه امامزاده قاسم از آثار با ارزش قرن نهم هجری قمریست که دارای گنبد مخروطی با ارتفاع ۲۲ متر و یک مسجد متصل به آن می‌باشد. درهای منبت کاری شده زیبا وپر نقش این بقعه در سال ۹۰ هجری قمری و صندوق کنده کاری شده بر روی قبر امامزاده در شعبان المعظم ۸۸۸ ه ق ساخته شده‌است. بقعه امامزاده قاسم به شماره ۳۴۲ در تاریخ ۲۰/۳/۱۳۲۱در شماره آثار ملی و تاریخی کشورمان به ثبت رسیده‌است. امامزاده قاسم از نوادگان پنجم امام محمد تقی (ع) وبه روایتی دیگر از آیت الله آقا شیخ محمد علامه، قاسم بن ادریس بن امام علی نقی (ع) مدفون در آستانه بابل می‌باشد.

سر حمام کاظم بیک: محله سر حمام کاظم بیک بر گرفته نام‌های حمام میرزا یوسف و مسجد کاظم بیک است که در نزدیکی هم در این مرحله قرار دارندو به آن سر حمام نیز می‌گویند. مسجد و مدرسه کاظم بیک در سال ۱۰۹۲ قمری در دوران صفویه و توسط حاج کاظم بیک از بازرگانان بزرگ منطقه و حمام این محله نیز به کوشش و سرمایه حاج میرزا یوسف در سال ۱۲۱۶ قمری در دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار احداث شده‌است. قدمت این محله از دوران صفویه می‌باشد.

کوچه سیب باغ: سیب باغ از ابتدای میدان شاه کلا بزرگ به طرف امامزاده یحیی کوچه‌ای است که در گذشته باغ سیب قرار داشت و این کوچه به این نام شهرت یافت. باغ سیب در ابتدای کوچه سمت چپ از محله شاه کلا قرار داشت.

محله طوقداربن: طوقداربن در اصل این محله به نام توغ داربن بود که به معنی درخت و پرچم وعلم است و به مرور تبدیل به طوقداربن شد که به معنی گردنبند و گرداگرد می‌باشد. با توجه به قدمت محله و وجود آرامگاه، مسجد ومحل زندگی دو مرجع بزرگ تقلید ملا نصیرا وشیخ کبیر در آن و معمولا در آرامگاها درخت کاشته می‌شد و توغ نام یک درخت نیز می‌باشدمعنای توغ باید صحیح باشد. سابقه حضور وزندگی ملا نصیرا در این محله و ساخت مسجد محدثین توسط این عالم ربانی در شعبان سال ۱۱۳۶ قمری، سابقه تاریخی آن را به دوران شاه طهماسب دوم صفوی می‌رساند.

محله بی سرتکیه: بی سر تکیه نام قدیم آن خسرویه بود. در دوران قاجاریه تکیه‌ای در ضلع شمالی محله و مقابل مسجد فعلی در حال سوخت بود که سازنده آن به عللی نتوانست کار ساخت آن را به اتمام برساند و این تکیه مدتها بدون سقف بود و به هنگام عزاداری واطعام در ماه محرم به تکیه بی سر معروف شد و مردم به خاطر همین نام محله را بی سر تکیه گذاشته‌اند. بعدها اهالی با آوردن الوارهای بزرگ از طریق جنگل و رودخانه سقف تکیه را کامل کردند. قدمت آن بیش از یک قرن و دوران قاجاریه‌است. درخت آزاد در بی سر تکیه از کیلومتر دور نمایان بود واز بلند ترین درختان شهر بود.

محله گلشن: قدمت محله گلشن به دوران صفویه می‌رسد. در گذشته مسجد وتکیه در کنار هم قرار داشتند که در تعریض خیابان نواب تکیه به کلی تخریب شد و بخشی از مسجد باقی مانده‌است. از محلات بزرگ مرکزی شهر بابل می‌باشد. گلشن به معنای گلزار وباغ گل وگلستان است ودر گذشته تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی باغ‌های فراوانی در اطراف محله وجود داشته‌است.

شاهکلا: شاهکلا در کنار محله گلشن بزرگ وکوچک واقع اند و قدمت آن همچون محله گلشن به دوران صفویه می‌رسد واز نام آن بر می‌آیدمنطقه‌ای اعیانی یا شاه نشین که افراد ثروتمند وشریف و بزرگ در آن ساکن بوده‌اند که شاهکلا کوچک در جنوب شرقی وشاهکلا بزرگ در جنوب غربی محله گلشن قرار دارندودر دوران صفویه و مرعشیان رونق بیشتری از نظر زیست مکانی داشته‌اند.

محله شاه زنگی یا مسجد جامع: محله مسجد جامع در گذشته ودر دوران قاجاریه به آن محله شاه زنگی گفته می‌شد در محل تکیه فعلی تکیه‌ای با نام شاه زنگی معروف بود که به این محله نیز شاه زنگی می‌گفتند. در این تکیه در ماه محرم و وسط میدان عذاداری سنتی انجام می‌شد. قدمت مسجد جامع یا شاه زنگی با بازارچه معروف آن متعلق به دوران صفویه‌است و ۲ قطعه سنگ مرمر متعلق به سال ۱۱۰۶ قمری در محوطه مسجد این محله قرار دارد.

محله شهدا یا درب الشهدا: شهدا یا درب الشهدا یا شهدابن- از نامهای رایج چهار راه شهدا ی فعلی است که در گذشته مقبره ۴ تن از یاران آیت الله العظماء سعید العلماء بار فروشی بود که در نبرد با بهایئان و افراد شیخ محمد علی بار فروشی (قدوس) به شهادت رسیده‌اند. قدمت آن به دوران قاجاریه می‌رسد و همواره مرکز بازار بابل بوده‌است. در ضلع جنوب غربی چهار راه شهدا (سلمانی سابق و میوه فروشی فعلی) مقبره یکی از سادات قرار داشت که در دوران پهلوی اول تخریب شد وتا مدتها قبل در کنار آن در پیاده رو منبری قرار داشت که مردم در شبهای جمعه شمع روشن کرده و نذررو نیاز بجای می‌آوردند. و در دوره قاجاریه به آن امامزاده شهدا میان بازار می‌گفتند.

محله برج بن: نام قدیم این محله به خاطر وجود مدرسه علمیه قادریه در محل شهرداری سابق قادریه محله بود. پس از تخریب این مدرسه و احداث بلدیه بار فروش در سال ۱۳۰۷ در همین مکان برجی بر بالای مکان بنای بلدیه ایجاد کرده‌اند که ماموران بلدیه (شهرداری) با استقرار در اتاقک برج محل‌های دود و آتش سوزی در سطع شهر را شناسائی می‌کردند تا ماموران آتش نشانی برای اطفای حریق اقدام کنند. به همین خاطر به قادریه محله برج بن گفته شد یعنی محله‌ای زیر برج بلدیه.

آقا رود پیش: آقا رود پیش پس از منطقه قورمش لو قرار دارد. در گذشته این مناطق مستعد کشاورزی بوده و مکانی مناسب برای توزیع آب زراعی از آقا رود به اطراف باز گیر کلا و اطراف آن.

محله سر حمام آقا حسن: کوچه سنگ پل حد فاصل آهنگر کلا و چهارشنبه پیش در گذشته حمام آقا حسن قرار داشت که به واسطه وجود حمام به سر حمام آقا حسن اشتهار یافت. محله‌ای از دوران قاجاریه که به محلات اطراف یعنی چهار شنبه پیش –سنگ پل-آهنگر کلا و چاله زمین مرتبط می‌شود.

محله همت آباد: همت دآباد در سه راهی سنگ پل به بید آباد قرار دارد در مرکز این محله مقابل تکیه قبلا پارک کودک قرار داشت که تبدیل به کتابخانه کودک شد. محله‌ای قدیمی از دوران قاجاریه در کنار بید آباد، که شاید به علت همت و اراده‌ای که یک شخص یا جمع محله برای آبادی آن داشته‌اند به این نام اشتهار یافته‌است.

محله آهنگر کلا: آهنگر کلا وجه تسمیه آن به علت وجود تعداد آهنگر در کنار هم در یک محله‌است. کلا به معنی محله و آهنگر کلا به معنای محله زندگی آهنگرران که در دوران قاجاریه نیز به همین نام وجود داشته‌است. حدادی و حدادیان که به معنای آهنگر و آهن فروش و آهنگری است ساکنان قدیمی این محله محسوب می‌شوند. شهید حدادیان از شهدای دوران انقلاب اسلامی نیز از ساکنان این محله بوده‌است.

محله چاله زمین: چاله زمین از نظر جغرافیائی در منطقه‌ای پست و پائین تر از آستانه قرار داشته‌است. چون آستانه آرامگاه بوده و نسبت به بالاتر از دیگر نقاط بر روی تپه واقع بود چاله زمین در مجاورت شمال آن در حالتی چاله مانند قرار داشت به این نام معروف شد.

محله قصاب کلا: قصاب کلا به خاطر وجود جمعی از قصابان که در این محله زندگی می‌کردند بهانه‌ای برای نام گذاری این محله به قصاب کلا شده‌است. قصاب کلا در دوران قاجاریه به همین نام وجود داشت.

محله چهار شنبه پیش: چهار شنبه پیش در گذشته در کنار شهر واقع بود و به گفته سیاحان خارجی روزهای چهار شنبه در این محله بازار هفتگی بر پا می‌شد. و به علت استقرار بازار هفتگی در روز چهار شنبه، پسوند پیش که به معنی مکان استبه آن افزودهو محله به چهار شنبه پیش اشتهار یافت. ملگونف روسی که در سال ۱۲۷۷ قمری به بار فروش سفر کرده‌است از چهار شنبه پیش به همین نام در سفر نامه اش ذکر کرده‌است. چهار شنبه پیش یکی از وسیع ترین محلات قدیمی بابل است که اقا رود از وسط این محله می‌گذرد.

کفشگر محله آب بخشان: وجه تسمیه آن از کفشگر وآب بخشان تشکیل شده و به معنی محله‌ای به نام کفشگر که آقا رود آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرده و در این محل برای مصارف کشاورزی آب آقا رود را تقسیم می‌کردند. برای تقسیم آب از گل یا چوب و یا کیسه‌های شنی و حلب برای بستن وانسداد عبور آب آقارود استفاده می‌کردند.

محله درکه سر: درکه سر در نزدیکی و بالاسر کفشگر محله به طرف کمربندی شرقی فعلی واقع است در این نقطه پس از عبور آب آقا رود از آب بخشان کفشگر محله، آب کشاورزی از درکه سر به طرف دشت‌های آغوزین و کوچه آرامگاه معتمدی و باز گیر کلا سرازیر می‌شد. میراب در این نقطه برای تقسیم آب کشاورزی حضور می‌یافت و در مدت شبانه روز و طول هفته آب را به نوبت تقسیم می‌کرد.

محله پرک داربن: پرک داربن –محله‌ای با نام درخت که به نام پرک است. پشت کا رخانه روغن نباتی چیت ساز و بین آهنگر کلا و حکیم آباد قرار دارد.

محله قورمش لو: منطقه‌ای با دشت‌های حاصل خیز که اکنون شهرک صالحین در آن قرار دارد.

محله بید آباد: از محله در دوران فتحعلی شاه قاجار به همین نام وجود داشت. و استقرار باغ با درختان فراوان بید علت پیدایش این نام بین مردم شده‌است. محله‌ای با درختان بید فراوان در کنار آقا رود که از ضلع شرقی این محله می‌گذرد.

محله درویش خیل: در کنار آقا رود و بید آباد قرار دارد که به چهار شنبه پیش متصل می‌شود درویش خیل در دوران قاجاریه به همین نام خوانده می‌شد و محل سکونت در اویش بوده و نشان از تاریخی بودن آن از دوره مرعشیان است محله‌ای که گروهی از درویشان سکونت داشته‌اند خیل به معنی گروه سواران می‌باشد و درویش خیل به معنی محل استقرار و زندگی گروهی از سواران درویش است. قدمت آثار از دوره مرعشیان است و در دوره قاجاریه تا کنون به همین نام است.

محله عرب خیل: عرب خیل در شمال درویش خیل و بید آباد واقع است و همانند درویش خیل، محل زندگی جمعی از عرب زبانان مهاجر بود که محله‌ای کوچک را تشکیل می‌دادند. قدمت آن از دوران مرعشیان است و در دوره قاجاریه نیز تا کنون به همین نام خوانده می‌شود این محله آخرین محله از بافت قدیم بابل است که ابتدای آن از کاسه گر محله شروع می‌شود. این محله یکی از محلات بزرگ چهار شنبه پیش محسوب می‌شود که پشت مرقد امامزاده عبدالله واقع است.

محله سنگ پل: در سه راهی خیابان بازار به چهار شنبه پیش و آستانه واقع است و گفته می‌شود شهر و از این محله عبور می‌کرد وبرای عبور مردم سنگی بر روی آبراه انداخته بودند که به پل سنگی یا سنگ پل معروف شده‌است. سنگ پل در گذشته مبدا و خروج شهر بابل بود و دروازه شهر برای عزیمت به کیاکلا، بهنمیر، قائم شهر (شاهی) بود. با احداث جاده جدید بابل –قائم شهر از اهمیت آن کاسته شد.

محله سر حمام میرزا هادی: در سه راهی سید جلال به میانکت در مقابل تکیه فعلی و پشت مغازه بقالی آرام یک حمام عمومی وجود داشت به نام حمام میرزا هادی، که اشتهار این محله به خاطر وجود حمام مذکور است. سر به معنی محله‌است وحمام هم به سر حمام محله تبدیل می‌شد. این محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه‌است و میرزا هادی سازنده و صاحب حمام بود.

محله میانکت: میان کت و میان کتی از نامهای این محله‌است که بین مسجد ابو و سر حمام میرزا هادی واقع است. کت به معنای کتف و شانه نیز تخت شاهی و به معنی دیوار ، قنات و کاریز هم هست در دوران قاجاریه به این محله، میان قطع هم می‌گفتند. قدیمی‌ها بیشتر به آن میون کتی اطلاق می‌کردند. این محله در سه راهی محلات سر حمام میرزا هادی، اجابن و پنج شنبه بازار، و ابوالحسن و ابوالحسین قرار دارد و شاید از این نظر محله‌ای میان این محلات است به آن میان کتی یا میون دکتی گفته‌اند.

محله ابو الحسن و ابو الحسین: این محله که اکنون به کوچه شهید محبوبی اشتهار دارد امامزاده محل مقدسی است به نام برادران ابوالحسن وابوالحسین که نزد مردم به ویژه بانوان از کرامات زیادی برخوردار است و هنوز هم مراسم نذر و نیایش و دعا و سفره خوانی توسط بانوان در این مکان که وسط محله قرار دارد بر پا می‌شود. این محله در دوران قاجاریه نیز وجود داشت.

محله د باغ خانه پیش: در گذشته این محله مکانی داشت برای کشتار دام و پاک کردن و فروش پوست دام. دباغ خانه +پیش- کلمه پیش در پسوند برخی از محلات بابل به معنی مکان و محله محسوب می‌شود و در محاوره محلی در پسوند برخی از محلات کلمه پیش استعمال می‌شد. این محله قدمت تاریخی آن به دوران قاجاریه می‌رسد و ماهی رود خانه نیز در کنار آقا رود، و در باغ آزادیان در گذشته وجود داشت.

هسسکاکلا: محله‌ای در سادات محله فعلی که در دوران قاجاریه به علت جنازه‌های فراوان درز این محله که بر اثر بروز به استخوان (هسسکلا) تبدیل شده بود هسسکاکلا خوانده می‌شد. به علت شیوع بیماری مهلک وبا که منجر به فوت هزاران تن از اهالی بار فروش در دوران قاجار شده بود و امکان دفن همه آنان نبود. جنازه‌ها در این منطقه انباشته شده بود.

نفتی محله: نفتی محله یا نفطی محله:محله‌ای در کنار مزرعه گل فعلی بابل که در برخی کتب و نیز در پسوند فامیلی برخی از ساکنان این محله کلمات نفتی، نفطی به دو شکل دیده می‌شود. در دوران قاجاریه گفته می‌شود نام قبلی آن لیلک محله‌است.

وک محله: منطقه‌ای جلگه‌ای و پر از آب و قور باغه در شرق میدان همزه کلا فعلی که در گذشته شب هنگام به خاطر سرو صدای قورباغه‌ها به وک محله معروف شده‌است. وک به معنی قورباغه ونام جدید آن همت آباد و حسین آباد، که از محلات اقماری و شرق همزه کلا محسوب می‌شوند. وک محله در دوران قاجاریه وجود داشت.

محله بندار کلا: بندار کلا یا بندرکلا یا بنادار کلا در اصل بنه دار کلا بوده‌است که تدریجا تبدیل به بندر کلا یا بندار کلا شد. قدمت آن به دوران صفویه می‌رسد: در زمان صفویه بار فروش ده بنه دار داشت که به معنای رئیس بازرگانان و انبارها بود. آقا شریف بنه دار بار فروش ده و توابع آن را در دست داشت. بنه دار کلا یا بندر کلا در نزدیکی محله اوشیب و در کنار بابل رود واقع است. بندر کلای دیگر نیز به موازات بابل رود در ابتدای امیر کلا قرار دارد.

محله درزی کتی: محله‌ای در کنار بابل رود و گل محله (گله محله)که به علت قرار داشتن بر روی تپه که به آن کتی می‌گویند و نیز درزی به معنی خیاط و جامه دوز می‌باشد و درزی کتی به معنی قلعه، تپه یا کتی و بلندی که متعلق به خیاط بوده‌است. برخی از ساکنان این محله از نام فامیلی و پسوند درزی یا درزی پور ودرزی نژاد بر خوردارند. محله‌ای است با همین نام در دوران قاجاریه.

سر حمام بیزن حاجی: محله سر حمام بیزن حاجی یا بیج ناجی محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه‌است که به خاطر وجود حمامی در وسط این محله که متعلق به شخصی به نام حاجی بیژن بود نام محله به سر حمام بیژن حاجی در بین مردم اشتهار یافت. این حمام هنوز هم باقی است و فعالیت دارد.

محله صد دستگاه: در سال ۱۳۴۲ به علت وقوع سیلاب مخرب بابل رود در محلات قاضی کتی، درزی کتی و گله محله حدود یکصد خانه در این محلات دچار سیل و تخریب شد که با استقرار سیل زدگان در چادرهای موقت یکصد خانه ارزان قیمت در شمال شهر بابل احداث شد که به صد دستگاه معروف شده‌است.

محله سبزه میدان: سبزه میدان یا میدان سبز:در گذشته اولین نقطه ورودی شهر بابل بود که پس از بهرارم منطقه‌ای خشک و مرتعی بود و سیاحان به خاطر سر سبزی و وسعت منطقه که ابتدای شهر بود به آن میدان سبز یا سبزه میدان می‌گفته‌اند. به مرور این منطقه تاریخی که از دوران صفویه تا قاجار به این نام معروف بود از دوران پهلوی اول و دوم به سبزه میدان بین مردم اشتهار یافت.

محله کمانگر: کمانگر کلا –منطقه‌ای بالاتر از قصر و کاله نام داشت که خانواده سلطنتی در هنگام سفر شاه به بابل در این منطقه اسب سواری می‌کردند. کمانگر، به معنی استقرار طایفه و قومی با همین نام در منطقه بود که بعدها جزو محدوده شهر قرار گرفته‌است.

محله هفت تن: هفت تن از محله‌های هاشیه‌ای و قدیمی بابل که در گذشته به خاطر سرسبزی و وجود امامزاد ه در این منطقه محل زیارت و استراحت خانواده‌ها بود و محل عبور آن از میدان کارگر(شاهیو)فعلی بود و حدود ۲ کیلومتر جاده خاکی را مردم پیاده طی می‌کردند تا به هفت تن برسند. هفت تن جزو آثار تاریخی بابل است و محل تدفین هفت پسر یشتاسب جلالی است که در جنگ با میر کمال الدین بن میر قوام کشته شدند. عده‌ای نیز آن را از نوادگان امام موسی بن جعفر می‌دانند.

محله قاضی کتی: محله‌ای با قدمت از دوران قاجاریهکه به معنای تپه و بلندی در کنار بابل رود در ضلع غربی شهر بابل که متعلق به قاضی است و یا قاضی بر روی این تپه قضاوت می‌کرده‌است. برخی نیز در مجاورت از کلمه قاضی کتی استفاده می‌کنند. ولی در کتب تاریخی از سیاحان خارجی همان قاضی کتی آمده‌است و تپه‌ای بزرگ و زیبا و مشجر در کنار انبار شهرداری وجود دارد.

محله کشتار گاه: در کنار درزی کتی و گله محله، محله‌ای قرار دارد که به خاطر استقرار کشتارگاه شهر بابل در کنار بابل رود به آن نام محله کشتار گاه داده‌اند و در حقیقت بخشی از گله محله‌است که با ایجاد کشتارگاه این نام بر آن نهاده شد.

گله محله: در نزدیکی بابل رود قرار دارد و به خاطر نزدیک بودن به رود خانه و گل آلود بودن محله که از آبرفت و سیلاب بابل رود به وجود می‌آمد و آمد ورفت مردم را مشکل می‌کرد به خاطر فراوانی گل و لای به این نام معروف شده‌است.

باز گیر کلا: به خاطر وجود مرقد درویش علم بازگیری در آرامگاه این محل نام آن بازگیر شده‌است این بقعه متعلق به دوره مرعشیان است و بیانگر دوره تاریخی و قدمت این منطقه‌است.

اوشیب: از محله‌های قدیمی و در کنار بابل رود است که به خاطر همین شیب آب رودخانه به اوشیب معروف شده‌است. او به معنی آب و شیب به معنی سرازیری است. این منطقه از مناطق بزرگ و دیدنی بابل در حاشیه بابل رود است.

خشت کوره سر: محله‌ای حوالی گله محله و ضراپوری تا ورزشگاه آزادی است که در گذشته از گل موجود در این منطقه برای آجر، سفال و کوزه گری استفاده می‌کردند.

هلی باغ: پس از قرا کلا و نو علم فعلی که در کمر بندی غربی و خیابان توحید واقع است باغ وسیع آلوچه وجود داشت که به خاطر این باغات به این منطقه هلی باغ می‌گویند. و بخشی از کوچه‌های تندست یا توحید را شامل می‌شود.

قراء کلا یا نو علم: قره کلا یا قراء کلا، نو علم، نام‌های محله‌ای است از دوران قاجاریه که در سال ۱۳۰۷ شمسی مورد بازدید و توجه شاعر نامی ایرانی نیما یوشیج قرار گرفت و او برای عزیمت به اوشیب از قراء کلا نام برده‌است. قراء کلا یا نو علم که نام جدید تر آن است محله و مکانی بود برای قرائت قرآن و قاریان در مسجد این محله قرآن آموزش می‌دیدند.

خورشید کلا: وجود آئین‌های میترائسم در گذشته‌های دور و قبل از پذیرش اسلام، نام محلاتی چون خورشید کلا را پدید آورده‌است که نشان از قدمت و تاریخی بودن این محلات دارد که در گذشته جزو روستا محسوب می‌شدند.

نقیب کلا: محله‌ای در مرکز شهر که از طرف آستانه و سینما آزادی و مدرسه صدر می‌توان به آن رسید. نقیب کلا به معنای محله بزرگان و ثروتمندان بود و در گذشته به خاطر وجود سرمایه داران بزرگ و افراد متمول و خانه‌های بزرگ و مقاوم آجری ۲ طبقه در آن به نقیب کلا اشتهار یافت. این محله در دوران قاجاریه به همین نام معروف بود. سبک‌های معماری عمارات این محله با معماری بومی دوران قاجار می‌باشد.

محله پیر علم: در گذشته و در دوران قاجاریه نام این محل پیا کلا بوده‌است. ودر کتب تاریخی نام پیا کلا آمده‌است و اثری از نام پیر علم نیست. به علت مقدس بودن علم این محله که در سال ۱۳۱۴ شمسی توسط رضا خان مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت و طی آن چند روز بعد رئیس شهربانی وقت فوت کرد با داستانهایی افواه عموم مطرح است به پیر علم مشهورگشت و امروزه قدیم ترین علم موجود در بابل و زیارتگاه مردم و محل عزاداری دسته‌های سینه زن و زنجیر زن و قربانی کردن و خیرات مردم منطقه و دیگ شهرهای استان است و از کرامات ویژه‌ای برخوردار است.

محله درویش تاج الدین: نام محله‌ای در ضلع شمالی برج بن، حوالی مدرسه حافظ و کوچه شش دری به خاطر قرار داشتن مقبره درویش تاج الدین است. مزار درویش تاج الدین که از دراویش و بزرگان مورد احترام دوره مرعشیان است بین محلات برج بن و لر محله و مقابل مدرسه راهنمایی دخترانه حافظ واقع است. قدمت آن به قرن دهم و یازدهم قمری می‌رسد.

محله مومن آباد: محله‌ای بین محلات ابو محله و سید جلال که به خاطر اعتقادات مذهبی ساکنان آن به مومن آباد اشتهار یافت. اعتقاد و قدرت ایمانی و اشتهار مردم به امور دینی انگیزه نام گذاری چنین نام‌هایی می‌شود.

محله ابو محله: این نام حکایت از وجود روحانی یا شخص بزرگ واعتباری در این محله دارد که محله را با نام می‌شناختند. تا نسل به نسل این نام به دوران بعدی رسیده‌است ابو محله در دوران قاجاریه وجود داشت. و در سفر سیاحان خارجی از آن یاد شده‌است. مسجدی به نام مسجد ابو در میانکت قرار دارد که شاید نام این محله که از همان پیشنماز مسجد باشد.

محله سید جلال: محله‌ای که در مرکز آن و در داخل پارک فعلی مقبره‌ای به نام سید جلال قرار دارد. در گذشته مقبره در داخل ساختمان مستقلی قرار داشت. برخی سید جلال را روحانی بزرگواری می‌دانند و برخی دیگر او را از بزرگان کیائیان جلالیان که طی سالهای ۷۵۰ تا ۷۶۳ قمری در شهر بار فروش حکومت می‌کردند می‌دانند. اکثر ساکنان این محله نیز جلالی نام ¬¬دارند واز نسل سید جلال هستند. بار گاه سید جلال بنا یی چهار گوشه و ۵ ضرب در ۶ متر ابعاد آن بود. این محله از قدیمی ترین محله‌های بابل در کنار آقا رود است و محل زندگی عباسقلی ارباب کدخدای بار فروش و مستجر گمرک بابلسر وبندر گز بود و تکیه‌ای به نام ارباب تکیه در همین محله وجود دارد و ارباب رودهم که از کنار جاده کمربندی و ضلع شرقی محل می‌گذرد بر گرفته از نام عباسقلی ارباب، کدخدای با نفوذ بار فروش است.

محله آزاد بن: محله‌ای در مقابل ورودی آرامگاه معتمدی است که به خاطر وجود درختان بلند و تنومند آزاد به محله آزاد بن معروف شد. این محله در دوره قاجاریهنیز آزاد بند یا آزاد بن نامیده می‌شد. تکیه و سقاتالاری در این محله وجود دارد.

محله کتی: چنان که از نامش پیداست منطقه‌ای قدیمی است با تپه‌ای چند هکتاری در نزدیکی هفت تن مشجر با درختان مرکبات و میوه او به خاطر آن به کتی یا کتی هفت تن معروف شده‌است.

محله سید زین العابدین: در پنج شنبه بازار قدیم حصیر فروشان قرار دارد که مکان زیارتی است احتمالا محل تدفین یکی از فرمانروایان یا دراویش مرعشیان است و قدمت این محله را به دوره مرعشیان و قرن (دهم و یازدهم) هجری می‌رساند. تاریخ ساخت بقعه و درهای چوبی آن ۱۳۱۲ قمری است.
ارتباط با دریا

شهر بابل می‌تواند از راه‌های مختلف با دریا ارتباط داشته باشد. یکی از این راه‌ها جادهٔ بابل به بابلسر است که از شمال شهر بابل آغاز می‌شود و تا جادهٔ ساحلی بابلسر ادامه دارد. دیگری جادهٔ بابل به بهنمیر است که پس از گذشتن از بهنمیر توسط محله می‌رود به دریا متصل می‌شود و راه دیگر جادهٔ زرگرمحله به جادهٔ ساحلی ای است که میان بابلسر و فریدونکنار قرار دارد. این جاده از شهر زرگرمحله شروع می‌شود و تا جاده ساحلی دریای مازندران (کاسپین)ادامه دارد.
جدا شدن بابلسر

در حدود چند سال پیش بابلسر جزٔ بخش شمالی شهرستان بابل بوده‌است و شهرهای بهنمیر و بابلسر در حومهٔ شهر بابل قرار داشتند اما بنا بر تصمیمات حکومتی در سال ۱۳۶۸ از این شهرستان جدا شدند و شهرستان بابلسر را تشکیل دادند.
جغرافیا

شهر بابل در ۱۳ کیلومتری جنوب دریای مازندران قرار دارد و رشته کوه البرز نیز حدوداً در ۱۰ کیلومتری جنوب بابل قرار دارد و بابلرود نیز از غرب این شهر می‌گذرد. این شهرستان از شمال به شهرستان بابلسر و فریدونکنار٬از غرب به شهرستان آمل و از شرق به شهرستان قائمشهر و شهرستان سوادکوه محدود است.
آب و هوا

آب و هوای شهر بابل به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و شهرهای جنوبی شهرستان بابل به دلیل دارا بودن پوشش کوهستانی و ارتفاع زیاد آب و هوای سرد و کوهستانی دارد.
 
 نقشه آب و هوایی ایران٬بابل داری آب و هوای کاسپینی در شمال کشور
جمعیت

پس از سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهر بابل ۲۰۱٫۳۳۵ نفر اعلام شده‌است. بابل پر جمعیت ترین شهر استان مازندران است. جمعیت شهرستان بابل نیز ۴۶۴٫۵۳۸ اعلام شده‌است.
تاریخ
بابل در دوران سید قوام‌الدین مرعشی

در سال (۷۵۰ ه. ق) کیاییان جلالی _ با قتل فخرالدوله حسن در ۷۵۰ ه. ق سلسله باوندیان سوم پایان یافت. کیافخرالدین در ساری حاکم شد و از این پس این دودمان با عنوان جلالیان بر مازندران مستولی شدند ـ مامطیر را نیز متصرف شدند و مدت ۱۳ سال (تا ۷۶۳ در آنجا حکومت کردند. در سال ۷۶۳ سادات مرعشی سرپرستی میربزرگ در آمل قیام کردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطیر و ساری می‌نمودند، کیائیان جلالی بالاخره شکست خوردند و مامطیر را از دست دادند. سیدقوام‌الدین مرعشی پس از شکست دادن کیائیان جلالی با فرزندان خود در آنجا استقرار یافتند و چندی نگذشت که مامطیر به سبب رونق بازارهای هفته و موقعیت شهر در نیمه راه میان ساری و آمل و از سوی دیگر نزدیکی دریا به احتمال از قرن هشتم به «بارفروش‌ده» تغییر نام یافت. سیدقوام‌الدین مرعشی پس از استقرار در بارفروشده به ترویج امور دینی پرداخت و اهالی آن دیار نیز با او به بیعت نمودند. تا اینکه: در محرم سنه هفتصد و هشتاد و یک ‍(حضرت سیدهدایت قباب) را مرض طاری گشت. و روز به روز صورت تضاعف می‌پذیرفت. و سید را مقام و مسکن بارفروش‌ده بوده‌است چون وصیت تمام شد؛ دعوت حق را لبیک اجابت فرمود چون مطابق وصیت خواستند او را در حجره خودش دفن کنند (سیدرضی‌الدین) مانع گشت، از آنجا نقل کرده به آمل آوردند، و دفن کردند. بعد از فوت سیدقوام‌الدین مرعشی، سید غیاث‌الدین در بارفروش‌ده اقامت نمود. و در احوال وی می‌خوانیم: چون سیدغیاث‌الدین به بارفروشده درآمد و مدتی برآمد، با جد خود آنجه وظیفه خدمت داشته بود به تقدیم نمی‌رسانید، تا به حدی که درویشان جهت سید خواستند که زراعت برنج بکنند، راضی نشد. و تخم برنج که افشانده بودند خود رفت و ویران کرد.
بابل در زمان تیموریان

جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش‌ده در زمان تــیموریان می‌آورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایــران بشمار می‌رفتند و تا مدتی نسبتا مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی _که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت. غلامحسین افضل الملک که در سال نهم جمادی الاخر هزار و سیصد و بیست و دو از بارفروش دیدن می‌کند، دربارهٔ بنای این شهر می‌آورد: سابقا اینجا ده بوده و در جزء جمع دفتری (بارفروش‌ده) نام اینجا بوده‌است. در عهد خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار آنجا را بنای شهر گذاشته‌اند و معابر صـحیحه در آن قرار داده‌اند. تقریبا نود سال است که اینجا را ساخته‌اند. آنچه از منابع متعدد برمی‌آید نام بارفروش‌ده تا اواخر دوران صفویه به این منطقه اطلاق می‌گشت.
بابل درزمان زندیه

در زمان زندیه و هنگام نقل فعالیتهای آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجا

/ 0 نظر / 22 بازدید