استان مازنـــــــــــــــــــــدران
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سید شهاب فلاح چای - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩۱

کِلارآباد یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش عباس‌آباد شهرستان تُنکابُن است.[۱]

کلارآباد از چهار محله خوشامیان؛ کلارآباد بالا، کلارآباد پائین و کیاده تشکیل شده‌است. این شهر توریستی است و دارای دو شهرک توریستی خوشامیان و امیردشت می‌باشد. جمعیت عمده کلارآباد در دو بخش کلارآباد بالا و خوشامیان متمرکز شده‌است.

کلارآباد دارای یک کارخانه چای‌سازی می‌باشد که در زمان رضا شاه توسط آلمانها ساخته شده‌است. محصول اصلی کلارآباد باغات چای و مرکبات و برنج می‌باشد که در چند سال اخیر با هجوم پایتخت‌نشینان پول دار این مزارع روز به روز در حال تخریب است که جای آن را ساختمانها و شهرکهای اقماری پر می‌کند.

همچنین کلار آباد از دو آبادی جدا از هم با فاصله ۵/۳ کیلومتر از هم قرار دارند که به نام کلارآباد بالا و کلارآباد پایین می‌باشد. کلار آباد پایین که در مسیر اصلی جاده کناره قرار دارد به علت مهاجر پذیری بیشتر تقریباً خالی از افراد بومی مانند کلارآباد بالا می‌باشد.و شغل اکثر ساکنان نان آور خانواده در کلار آباد پایین به علت وجود بازار ومغازه‌های آن است، در واقع تشکیل مرکزیت کلارآباد پایین بخاطر همین مغازه‌ها است که در قدیم به علت دسترسی راحت تر به شهرهای چالوس از سمت شرق و تنکابن و عباس آباد از سمت غرب این امکان را فراهم نمود و اکنون شهرداری و کلاً ادارات بخش کلار آباد در همین محدوده کلارآباد قرار دارند.

وجود سواحل دریای خزر ونزدیکی شهر کلارآباد به آن باعث شد که در فصل بهار و تابستان مسافران زیادی را به خود جذب کند.

مردم

گروه اول که جمعیت اصلی کلارآباد را تقریباً به دسته تشکیل می‌دهند که در سه محله جدا از هم و با فاصله خیلی کم از هم زندگی می‌کنند که امروزه اکثراً با هم نسبت فامیلی دارند. در مرکز اصلی کلارآباد گروهی زندگی می‌کنند که فامیلی آنان(نام خانوادگی)از همان نام کلارآباد گرفته شده که کلاری نام دارد.

گروه دوم نیز که جیسا نام دارد گروهی مردم از رودبارک کلاردشت در آنجا اقامت گزیده‌اند و به ازدیاد نسل پرداخته‌اند که نام خانوادگی آنان رودبارکی می‌باشد که بر گرفته از نام رودبارک کلاردشت می‌باشد که با افزودن ی نسبت این نام خانوادگی را انتخاب کرده‌اند.

گروه سوم که در داخل کلارآباد و قسمتی نیز در محله‌ای بنام چارز و محله خوشامیان زندگی می‌کنند با نا م خانوادگی زرودی و گل زرودی می‌باشند، که اکثر آنان نیز با هم نسبت فامیلی دارند. گروه چهارمی نیز وجود دارند که در واقع مابقی جمعیت کلار آباد را تشکیل می‌دهند.

وجود امامزاده سید عبدالوافی که نسب آن به امام سجاد می‌رسد نیز درکلارآباد بالا و در بین دو محله جیسا وچارز و در نزدیکی رودخانه‌ای که این دو محله را قطع می‌کند و در داخل درختان چنار و افرا و شمشاد و درختان جنگلی دیگر جلوه زیبایی به آن بخشیده‌است و هر ساله و مخصوصا در ایام تعطیلات و محرم، مخصوصا روزها وشبهای تاسوعا و عاشورا پذیرای زوار زیادی است.

قبرستان کلارآباد نیز در جوار همین امامزاده می‌باشد.

................................................................................................................................

در زمان صفویان ولایت تنکابن، جزو ایالت گیلان به شمار می‌رفت (نک‍ : اسکندربیک، 1/141) و بر آن حکامی که از جانب شاهان صفوی منصوب می‌شدند، حکومت داشتند (نک‍ : رابینو، سفرنامه، 210- 211). از نامی‌ترین این حکام شرف‌الدین بدلیسی، مؤلف کتاب شرف‌نامه را می‌توان نام برد که به مدت 7 سال (974- 981ق) بر تنکابن حکومت داشت (همو، ولایات...، 503- 504). در روزگار کریم‌خان زند نیز، حکام تنکابن از جانب وی منصوب می‌شدند. نام چند تن از حکام تنکابن که در زمان کریم‌خان بر آنجا حکومت داشتند، اینها ست: نخست، ابراهیم‌خان عمارلو که 6 سال بر تنکابن حکومت کرد؛ پس از وی رستم‌خان عمارلو به حکومت رسید، اما هدایت‌خان حکمران گیلان با جلب موافقت کریم‌خان، تنکابن را ضمیمه حوزه حکومت خود کرد (آذری دمیرچی، 25؛ پری، 298). پس از چندی رئیس طایفه قوی اوصلو (قوی حصارلو)، شاخه‌ای از قبیله قزلباش روملو، حاکم تنکابن شد، اما به سبب نارضایتی مردم که نتیجۀ بیدادگریهای وی بود، مهدی‌بیک خلعتبری، به نمایندگی مردم و طوایف تنکابن به شیراز رفت و از بدرفتاریهای حاکم تنکابن نزد کریم‌خان شکایت کرد. خان زند پس از اطلاع از اوضاع تنکابن، قوی اوصلوها را از حکومت برکنار، و مهدی‌بیک خلعتبری را به حکومت تنکابن منصوب و به او لقب خانی اعطا کرد (یوسفی‌نیا، 327؛ رهربرن، 193). خاندان خلعتبری از این تاریخ، یعنی اواخر سده 12 تا نیمه نخست سده 14ق به صورت موروثی بر تنکابن حکومت کردند (آذری دمیرچی، 25). تا پیش از روی کار آمدن خاندان قاجاریه، منطقه تنکابن یکی از مناطق گیلان شرقی یعنی بیه‌پیش به شمار می‌رفت، اما با پشت کردن مهدی‌خان خلعتبری به لطفعلی‌خان زند و پیوستن به آقامحمدخان قاجار و یاری رسانیدن به وی در سرکوب هدایت‌خان گیلانی، حاکم گیلان، مردم گیلان کینه و دشمنی تنکابنیها را به دل گرفتند و به پیشنهاد مهدی‌خان، تنکابن از گیلان جدا، و ضمیمۀ مازندران شد و چندی بعد با ادغام مناطق کلارستاق، کجور و تنکابن در یکدیگر، ولایتی به نام محال‌ثلاث یا ثلثه که مستقل از ایالت مازندران و گیلان بود، به وجود آمد و مهدی‌خان خلعتبری حاکم آن شد. این ولایت شامل مناطقی می‌شد که امروزه شهرهای رامسر، تنکابن، چالوس، نوشهر و رویان را دربر می‌گیرد (رودگر، 9- 10؛ آذری دمیرچی، همانجا). با این حال در دوره قاجاریه تنکابن گاهی از مناطق گیلان و گاهی نیز از مناطق مازندران به شمار می‌رفته (نک‍ : اعتمادالسلطنه، 1/810؛ رابینو، سفرنامه، 50)، و محدوده‌ای وسیع‌تر از شهرستان تنکابن کنونی را شامل می‌شده است. تنکابن در دوره قاجاریه از شمال به دریای مازندران، از غرب به رودخانه سرخانی، از جنوب به کوههای البرز و بلوکات قزوین، یعنی رودبار و طالقان، و از شرق به رودخانه نمک آبروددر نزدیکی شهر کلارآباد فعلی که مرز مشترک تنکابن و کلارستاق بود، محدود می‌شد و دارای 80 پارچه آبادی و مرکز آن قریه خرم‌آباد بود که با بندر شهسوار (تنکابن امروزی) نیم فرسنگ فاصله داشت. تجارت تنکابن در دوره قاجاریه بیشتر با قزوین و تهران، و صنعت عمده آن منسوجات، مانند پارچه‌های ابریشمی، پشمی، کتانی و عباهای نمدی و چوخا و متقال بوده استهمچنین تنکابن در روزگار قاجاریه کشاورزی و دامداری پررونقی داشته، و محصولاتی چون، برنج، مرکبات،گردو، باقلا، گندم و جو در آن به‌عمل می‌آمده است (نک‍ : اعتمادالسلطنه، 1/810- 811؛ رابینو، همان، 50- 51، 53). شهر کلارآباد که از توابع تنکابن می باشد همچون شهر تنکابن در تاریخ سیاسی دهه‌های پایانی سلسله قاجاریه به دلیل حکومت خاندان پرنفوذ خلعتبری بر آن، از اهمیت برخوردار بود و در رویدادهای جنبش مشروطه و نهضت جنگل، حکام خلعتبری تنکابن، نقش بسزایی را ایفا نمودند.

مآخذ: آذری دمیرچی، علاءالدین، «پژوهشی درباره پیشینه تاریخی مازندران باختری»، هنر و مردم، 1351 ش، شم‍‌123؛ ابن اسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، 1320ش؛ اسکندربیک منشی، ‌عالم آرای عباسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1350ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، 1367ش؛ افشین، یدالله، رودخانه‌های ایران، تهران، 1373ش؛ اولیاءالله آملی، تاریخ رویان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، 1348ش؛ پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، 1367ش؛ پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، 1366ش؛ پری، جان ر.، کریم‌خان زند، ترجمه علی محمد ساکی، تهران، 1365ش؛ پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، 1362ش؛ جعفری، عباس، دایرة المعارف جغرافیایی ایران، تهران، 1379ش؛ همو، کوهها و کوه‌نامه ایران، تهران، 1368ش؛ جغرافیای کامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، 1366ش؛ «درگاه ملی آمار» (نک‍ : مل‍‌ ، SCI )؛ رابینو، ه‍ . ل.، سفرنامه مازندران و استراباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، 1343ش؛ همو، ولایات دارالمرز ایران، گیلان، ترجمه جعفر خمامی‌زاده، تهران، 1357ش؛ راهنمای شهرستانهای ایران، به کوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، 1345ش؛ رزم‌آرا، حسینعلی، فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، تهران، 1329ش؛ رودگر کیا دارا، ایرج، محال ثلاث در جنبش مشروطیت، تهران، 1380ش؛ رهربرن، ک. م.، نظام ایالات در دوره صفویه، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، 1357ش؛ زاهد، جلیل و محمدرضا زهتابی، ایران زمین، تهران، 1348ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1375ش)؛ استان مازندران، نتایج تفصیلی، مرکز آمار ایران، تهران، 1376ش؛ شایان، عباس، مازندران، جغرافیای تاریخی و اقتصادی، تهران،1336ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، سازمان جغرافیایی ارتش، تهران، 1378ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی ارتش، تهران، 1379ش؛ کسروی، احمد، شهریاران گمنام، تهران، 1355ش؛ محمودزاده، کمال، شناخت دریای مازندران و پیرامون آن، تهران، 1350ش؛ مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ گیلان و دیلمستان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران 1364ش؛ مهجوری، اسماعیل، تاریخ مازندران، ساری، 1342ش؛ نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، 1385ش؛ نهچیری، عبدالحسین، جغرافیای تاریخی شهرها، تهران، 1370ش؛ یوسفی‌نیا، علی‌اصغر، تاریخ تنکابن، محال ثلاث، تهران، 1370ش؛ نیز

 

ع.م
دور از تو، رودی کوچکم قفل اسکله را می بوسم، توقع دریایی ندارم. دور از تو فواره ی بی قرارم پرپر می زنم که از آسمان تهی به خانه ی اولم برگردم. شمس لنگرودی
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :