استان مازنـــــــــــــــــــــدران
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سید شهاب فلاح چای - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩۱

نام شناسی

نام این شهر در روزگاران کهن مامطیر بوده‌است. ابن فقیه[۲]، ابوالفداء [۳]، مقدسی[۴] و نویسنده کتاب حدودالعالم[۵] از این شهر به نامهای ممطیر و مامطیر یاد کرده‌اند. ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، درباره نامگذاری این شهر به مامطیر می‌نویسد:

چون امام حسن ابن علی(ع) در زمان خلافت عمر به مامطیر رسید و مالک اشتر نخعی و سپاه عرب با او بودند آن موضع که مامطیر است به چشم امام حسن ابن علی(ع) دلگشای و نزه آمد، آبگیرها و مرغان و شکوفه‌ها و ارتفاع بقعه و نزدیک به ساحل دریا دید گفت: بقعه طیبه ماء و طیر، از آن تاریخ مختصر عمارتی پدید آمد تا به عهد محمدابن خالد که والی ولایت بود، بازار فرو نهاد و بیشتر عمارت فرمود در سنه ستین و مایه مازیار بن قارن مسجد جامع بنیاد نهاد و شهر گردانید. [۶]

ولی اولیاءاله آملی می‌آورد: در عهد خلافت اصحاب از قبل خلفای راشدین، هیچ کس، تخصیص به تبرستان نیامد و آنچه در تاریخ تبرستان مسطور است که در ایام خلافت عمربن الخطاب امام ابومحمدالحسن علی(ع)، و عبداله ابن عمر، و مالک بن حارث الاشتر و قسیم بن العباس به تبرستان آمده‌اند به حقیقت اصلی ندارد. در این باره اختلاف نظر زیادی وجود دارد. از جمله آنکه عده‌ای فتح طبرستان را در زمان عثمان می‌دانند نه به عهد خلافت عمر ؛ و عده‌ای از مورخین نیز حضور امام حسن را در فتح طبرستان صریحا نفی کرده‌اند و عده‌ای دیگر به حضور آن حضرت در فتح طبرستان اشاره‌ای نمی‌کنند. اما براساس مدارک به دست آمده نام مامطیر در یک واقعه تاریخی مربوط به سال (۲۵۰ ه. ق) هنگام قیام حسن بن زید علوی (داعی کبیر) ضد حکمران عرب طبرستان آمده‌است. بعضی از متاخران از دو کلمه (ممطیر) و (مه میترا) چنین نتیجه گرفته‌اند که: شهر بابل امروزی شهری بود پاک و مقدس، در نزدیکیهای دریا و برای جای داشتن (میترای بزرگ) یا (آتشکدهٔ میتر)، بومیان آنرا (مه‌میترا) یا جایگاه میترای بزرگ می‌نامیدند. از سال (۲۵۰ ه. ق) به بعد نام مامطیر در اغلب حوادث طبرستان عنوان می‌شود که در قرن پنجم و ششم، مامطیر رو به وسعت و آبادانی می‌رود بطوریکه در اوایل قرن هفتم به روایت یاقوت حموی از نقاط معتبر طبرستان به شمار می‌آید. [۶]

.[۷]

تا میانه سده هشتم هجری، این شهر را به نام مامطیر می‌خواندند تا آن که کیاییان جلالی آخرین شاه باوندیان - حسن - را شکست دادند و در همان سال سادات مرعشی به سرپرستی میربزرگ از آمل قیام کردند و کیاییان جلالی را شکست دادند و مامطیر را گشودند. سید قوام‌الدین مرعشی وارد مامطیر شد و رفت و آمد دراویش مرعشی باعث رواج کسب و کار در مامطیر شد و نام شهر به بارفروش ده تغییر یافت.[۸]
 مرعشیان تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری در مازندران حکومت کردند. در این سال شاه عباس آنان را برکنار ساخت و این منطقه را تابع حکومت مرکزی کرد [۹]. در این دوران به نظر برخی تاریخ نویسان رفته رفته نام شهر به بارفروش تغییر یافت و پسوند ده از نامش حذف شد [۱۰]. البته برخی معتقدند که این تغییر نام در اواخر زندیه و اوایل قاجار اتفاق افتاد.[۱۱]

این شهر ظاهراً در اواخر دوران قاجار باول نامیده می‌شد که این نام از رودخانه باول رود که امروزه بابل رود خوانده می‌شود گرفته شده. سرانجام در سال ۱۳۰۶ به بابل تغییر نام داد.[۱۲] بابل را با عنوان «شهر بهار نارنج» نیز می‌شناسند.
بلایا

بابل از سال ۱۱۹۸ دچار بلاهای سختی همچون؛ وبا٬طاعون٬طغیان آب و زلزله شد. این بلاهای سخت باعث شد که بسیاری از ساکنین این شهر جان خود را از دست بدهند. همچنین شهر را به آسیب‌های فراروانی دچار کرد. اما به تدریج پس از گذشت حدود یک دهه با تلاش مردم شهر بابل دوباره آباد شد و مانند قبل رونق فراوان گرفت.
بخش‌ها
 
 نقشه توپوگرافی برخی شهرهای ایران
بخش مرکزی شهرستان بابل

شهرها:بابل، امیرکلا
بخش بابل کنار

شهر:مرزیکلا
بخش بندپی غربی

شهر:خوش رودپی
بخش بندپی شرقی

شهر:گلوگاه (بابل)
بخش گتاب

شهر:گتاب
بخش لاله آباد

شهر:زرگرمحله
تاریخچه محلات بابل

محله افراداربن: محله افراداربن در گذشته در مرکز هر محله درختانی کاشته می‌شد که به خاطر تنومندی واهمیت ان نام محله را با نام درخت معرفی می‌کردند. افرا درختی شبیه چنار و بسیار پر شاخ وبرگ که بلندی آن تا بیست متر هم می‌رسد. چاه آبی نیز در مرکز محله مقابل نانوایی فعلی مقابل کوچه ابومحله قرار داشته‌است ومردم از آب این چاه استفاده می‌کردند.

محله باقر ناظر: محله باقر ناظردر دوران قاجار و پهلوی اول در این محله مدرسه‌ای بود با نام باقر ناظر که به مدرسه قاضی نیز معروف بود. این مدرسه در سال ۱۳۱۹شمسی تخریب شد و به جای آن مدرسه سعدی احداث شد. باقر ناظر در اصل ناظم مدرسه حاج ابراهیم یا قاضی بود که بعد تبدیل به دبستان سعدی شد ومحله به نام باقر ناظر اشتهار یافت.

کاسگر محله یاکوزه گر محله: کاسه گر محله یا کوزه گر محله نام محله‌ای است که در گذشته بیشتر ساکنان آن را کوزه گران تشکیل می‌داده‌اند وبا گل ظروف سفالی می‌سا ختند. قدمت آن به دوران قاجار می‌رسدو ابتدای بافت قدیم شهر بابل از سمت جنوب شهر را شامل می‌شود. کاروان سرای سبزه میدان (پلنگ فعلی)در دوران ناصرالدین شاه قاجار محل نبرد سعیدالعلماء و یارانش با افراد بهایی در سال۱۲۶۵قمری بوده‌است که به پیروزی مسلمانان شهر به رهبری سعید العلماء انجامید. در محله کاسه گر محله قرار دارد.

عطار محله: عطار محله در سه راه فرهنگ در کوچه‌ای بم بست که ابتدای آن اسلحه فروشی توکلی قرار داردو وجه تسمیه آن به خاطر شخصی بزرگ و با نفوذ که شغل عطاری داشت وبه مرور به خاطر وجاهت واشتهارش محله به نام عطار محله معروف شده‌است.

محله حیدر کلا: قدمت این محله به دوران سلطنت ناصرالدین شاه می‌رسد. اعتمادالسلطنه از همراهان ناصرالدین شاه در سفر این پادشاه به بابل در روز یک شنبه ۲۱ شوال ۱۲۹۲ ق در محله حیدر کلا به حمام رفته بود.

آستانه: آستانه امامزاده قاسم از قدیمی ترین محلات شهر بابل است که نخستین بار نام آن در تاریخ خاندان مرعشی آمده‌است. نعش میر سلطان مراد خان در آستانه کلاج مشهد (آستانه) به امامت گذاشته، پس از چهل یوم که از مراسم تعزیه فارغ شدند به مردم امین داده به کربلای معلا فرستادند. از آستانه به کلاغ مسجد نیز یاد شده‌است. پیدایش این مکان در قرن هفتم هجری بود. بقعه امامزاده قاسم از آثار با ارزش قرن نهم هجری قمریست که دارای گنبد مخروطی با ارتفاع ۲۲ متر و یک مسجد متصل به آن می‌باشد. درهای منبت کاری شده زیبا وپر نقش این بقعه در سال ۹۰ هجری قمری و صندوق کنده کاری شده بر روی قبر امامزاده در شعبان المعظم ۸۸۸ ه ق ساخته شده‌است. بقعه امامزاده قاسم به شماره ۳۴۲ در تاریخ ۲۰/۳/۱۳۲۱در شماره آثار ملی و تاریخی کشورمان به ثبت رسیده‌است. امامزاده قاسم از نوادگان پنجم امام محمد تقی (ع) وبه روایتی دیگر از آیت الله آقا شیخ محمد علامه، قاسم بن ادریس بن امام علی نقی (ع) مدفون در آستانه بابل می‌باشد.

سر حمام کاظم بیک: محله سر حمام کاظم بیک بر گرفته نام‌های حمام میرزا یوسف و مسجد کاظم بیک است که در نزدیکی هم در این مرحله قرار دارندو به آن سر حمام نیز می‌گویند. مسجد و مدرسه کاظم بیک در سال ۱۰۹۲ قمری در دوران صفویه و توسط حاج کاظم بیک از بازرگانان بزرگ منطقه و حمام این محله نیز به کوشش و سرمایه حاج میرزا یوسف در سال ۱۲۱۶ قمری در دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار احداث شده‌است. قدمت این محله از دوران صفویه می‌باشد.

کوچه سیب باغ: سیب باغ از ابتدای میدان شاه کلا بزرگ به طرف امامزاده یحیی کوچه‌ای است که در گذشته باغ سیب قرار داشت و این کوچه به این نام شهرت یافت. باغ سیب در ابتدای کوچه سمت چپ از محله شاه کلا قرار داشت.

محله طوقداربن: طوقداربن در اصل این محله به نام توغ داربن بود که به معنی درخت و پرچم وعلم است و به مرور تبدیل به طوقداربن شد که به معنی گردنبند و گرداگرد می‌باشد. با توجه به قدمت محله و وجود آرامگاه، مسجد ومحل زندگی دو مرجع بزرگ تقلید ملا نصیرا وشیخ کبیر در آن و معمولا در آرامگاها درخت کاشته می‌شد و توغ نام یک درخت نیز می‌باشدمعنای توغ باید صحیح باشد. سابقه حضور وزندگی ملا نصیرا در این محله و ساخت مسجد محدثین توسط این عالم ربانی در شعبان سال ۱۱۳۶ قمری، سابقه تاریخی آن را به دوران شاه طهماسب دوم صفوی می‌رساند.

محله بی سرتکیه: بی سر تکیه نام قدیم آن خسرویه بود. در دوران قاجاریه تکیه‌ای در ضلع شمالی محله و مقابل مسجد فعلی در حال سوخت بود که سازنده آن به عللی نتوانست کار ساخت آن را به اتمام برساند و این تکیه مدتها بدون سقف بود و به هنگام عزاداری واطعام در ماه محرم به تکیه بی سر معروف شد و مردم به خاطر همین نام محله را بی سر تکیه گذاشته‌اند. بعدها اهالی با آوردن الوارهای بزرگ از طریق جنگل و رودخانه سقف تکیه را کامل کردند. قدمت آن بیش از یک قرن و دوران قاجاریه‌است. درخت آزاد در بی سر تکیه از کیلومتر دور نمایان بود واز بلند ترین درختان شهر بود.

محله گلشن: قدمت محله گلشن به دوران صفویه می‌رسد. در گذشته مسجد وتکیه در کنار هم قرار داشتند که در تعریض خیابان نواب تکیه به کلی تخریب شد و بخشی از مسجد باقی مانده‌است. از محلات بزرگ مرکزی شهر بابل می‌باشد. گلشن به معنای گلزار وباغ گل وگلستان است ودر گذشته تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی باغ‌های فراوانی در اطراف محله وجود داشته‌است.

شاهکلا: شاهکلا در کنار محله گلشن بزرگ وکوچک واقع اند و قدمت آن همچون محله گلشن به دوران صفویه می‌رسد واز نام آن بر می‌آیدمنطقه‌ای اعیانی یا شاه نشین که افراد ثروتمند وشریف و بزرگ در آن ساکن بوده‌اند که شاهکلا کوچک در جنوب شرقی وشاهکلا بزرگ در جنوب غربی محله گلشن قرار دارندودر دوران صفویه و مرعشیان رونق بیشتری از نظر زیست مکانی داشته‌اند.

محله شاه زنگی یا مسجد جامع: محله مسجد جامع در گذشته ودر دوران قاجاریه به آن محله شاه زنگی گفته می‌شد در محل تکیه فعلی تکیه‌ای با نام شاه زنگی معروف بود که به این محله نیز شاه زنگی می‌گفتند. در این تکیه در ماه محرم و وسط میدان عذاداری سنتی انجام می‌شد. قدمت مسجد جامع یا شاه زنگی با بازارچه معروف آن متعلق به دوران صفویه‌است و ۲ قطعه سنگ مرمر متعلق به سال ۱۱۰۶ قمری در محوطه مسجد این محله قرار دارد.

محله شهدا یا درب الشهدا: شهدا یا درب الشهدا یا شهدابن- از نامهای رایج چهار راه شهدا ی فعلی است که در گذشته مقبره ۴ تن از یاران آیت الله العظماء سعید العلماء بار فروشی بود که در نبرد با بهایئان و افراد شیخ محمد علی بار فروشی (قدوس) به شهادت رسیده‌اند. قدمت آن به دوران قاجاریه می‌رسد و همواره مرکز بازار بابل بوده‌است. در ضلع جنوب غربی چهار راه شهدا (سلمانی سابق و میوه فروشی فعلی) مقبره یکی از سادات قرار داشت که در دوران پهلوی اول تخریب شد وتا مدتها قبل در کنار آن در پیاده رو منبری قرار داشت که مردم در شبهای جمعه شمع روشن کرده و نذررو نیاز بجای می‌آوردند. و در دوره قاجاریه به آن امامزاده شهدا میان بازار می‌گفتند.

محله برج بن: نام قدیم این محله به خاطر وجود مدرسه علمیه قادریه در محل شهرداری سابق قادریه محله بود. پس از تخریب این مدرسه و احداث بلدیه بار فروش در سال ۱۳۰۷ در همین مکان برجی بر بالای مکان بنای بلدیه ایجاد کرده‌اند که ماموران بلدیه (شهرداری) با استقرار در اتاقک برج محل‌های دود و آتش سوزی در سطع شهر را شناسائی می‌کردند تا ماموران آتش نشانی برای اطفای حریق اقدام کنند. به همین خاطر به قادریه محله برج بن گفته شد یعنی محله‌ای زیر برج بلدیه.

آقا رود پیش: آقا رود پیش پس از منطقه قورمش لو قرار دارد. در گذشته این مناطق مستعد کشاورزی بوده و مکانی مناسب برای توزیع آب زراعی از آقا رود به اطراف باز گیر کلا و اطراف آن.

محله سر حمام آقا حسن: کوچه سنگ پل حد فاصل آهنگر کلا و چهارشنبه پیش در گذشته حمام آقا حسن قرار داشت که به واسطه وجود حمام به سر حمام آقا حسن اشتهار یافت. محله‌ای از دوران قاجاریه که به محلات اطراف یعنی چهار شنبه پیش –سنگ پل-آهنگر کلا و چاله زمین مرتبط می‌شود.

محله همت آباد: همت دآباد در سه راهی سنگ پل به بید آباد قرار دارد در مرکز این محله مقابل تکیه قبلا پارک کودک قرار داشت که تبدیل به کتابخانه کودک شد. محله‌ای قدیمی از دوران قاجاریه در کنار بید آباد، که شاید به علت همت و اراده‌ای که یک شخص یا جمع محله برای آبادی آن داشته‌اند به این نام اشتهار یافته‌است.

محله آهنگر کلا: آهنگر کلا وجه تسمیه آن به علت وجود تعداد آهنگر در کنار هم در یک محله‌است. کلا به معنی محله و آهنگر کلا به معنای محله زندگی آهنگرران که در دوران قاجاریه نیز به همین نام وجود داشته‌است. حدادی و حدادیان که به معنای آهنگر و آهن فروش و آهنگری است ساکنان قدیمی این محله محسوب می‌شوند. شهید حدادیان از شهدای دوران انقلاب اسلامی نیز از ساکنان این محله بوده‌است.

محله چاله زمین: چاله زمین از نظر جغرافیائی در منطقه‌ای پست و پائین تر از آستانه قرار داشته‌است. چون آستانه آرامگاه بوده و نسبت به بالاتر از دیگر نقاط بر روی تپه واقع بود چاله زمین در مجاورت شمال آن در حالتی چاله مانند قرار داشت به این نام معروف شد.

محله قصاب کلا: قصاب کلا به خاطر وجود جمعی از قصابان که در این محله زندگی می‌کردند بهانه‌ای برای نام گذاری این محله به قصاب کلا شده‌است. قصاب کلا در دوران قاجاریه به همین نام وجود داشت.

محله چهار شنبه پیش: چهار شنبه پیش در گذشته در کنار شهر واقع بود و به گفته سیاحان خارجی روزهای چهار شنبه در این محله بازار هفتگی بر پا می‌شد. و به علت استقرار بازار هفتگی در روز چهار شنبه، پسوند پیش که به معنی مکان استبه آن افزودهو محله به چهار شنبه پیش اشتهار یافت. ملگونف روسی که در سال ۱۲۷۷ قمری به بار فروش سفر کرده‌است از چهار شنبه پیش به همین نام در سفر نامه اش ذکر کرده‌است. چهار شنبه پیش یکی از وسیع ترین محلات قدیمی بابل است که اقا رود از وسط این محله می‌گذرد.

کفشگر محله آب بخشان: وجه تسمیه آن از کفشگر وآب بخشان تشکیل شده و به معنی محله‌ای به نام کفشگر که آقا رود آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرده و در این محل برای مصارف کشاورزی آب آقا رود را تقسیم می‌کردند. برای تقسیم آب از گل یا چوب و یا کیسه‌های شنی و حلب برای بستن وانسداد عبور آب آقارود استفاده می‌کردند.

محله درکه سر: درکه سر در نزدیکی و بالاسر کفشگر محله به طرف کمربندی شرقی فعلی واقع است در این نقطه پس از عبور آب آقا رود از آب بخشان کفشگر محله، آب کشاورزی از درکه سر به طرف دشت‌های آغوزین و کوچه آرامگاه معتمدی و باز گیر کلا سرازیر می‌شد. میراب در این نقطه برای تقسیم آب کشاورزی حضور می‌یافت و در مدت شبانه روز و طول هفته آب را به نوبت تقسیم می‌کرد.

محله پرک داربن: پرک داربن –محله‌ای با نام درخت که به نام پرک است. پشت کا رخانه روغن نباتی چیت ساز و بین آهنگر کلا و حکیم آباد قرار دارد.

محله قورمش لو: منطقه‌ای با دشت‌های حاصل خیز که اکنون شهرک صالحین در آن قرار دارد.

محله بید آباد: از محله در دوران فتحعلی شاه قاجار به همین نام وجود داشت. و استقرار باغ با درختان فراوان بید علت پیدایش این نام بین مردم شده‌است. محله‌ای با درختان بید فراوان در کنار آقا رود که از ضلع شرقی این محله می‌گذرد.

محله درویش خیل: در کنار آقا رود و بید آباد قرار دارد که به چهار شنبه پیش متصل می‌شود درویش خیل در دوران قاجاریه به همین نام خوانده می‌شد و محل سکونت در اویش بوده و نشان از تاریخی بودن آن از دوره مرعشیان است محله‌ای که گروهی از درویشان سکونت داشته‌اند خیل به معنی گروه سواران می‌باشد و درویش خیل به معنی محل استقرار و زندگی گروهی از سواران درویش است. قدمت آثار از دوره مرعشیان است و در دوره قاجاریه تا کنون به همین نام است.

محله عرب خیل: عرب خیل در شمال درویش خیل و بید آباد واقع است و همانند درویش خیل، محل زندگی جمعی از عرب زبانان مهاجر بود که محله‌ای کوچک را تشکیل می‌دادند. قدمت آن از دوران مرعشیان است و در دوره قاجاریه نیز تا کنون به همین نام خوانده می‌شود این محله آخرین محله از بافت قدیم بابل است که ابتدای آن از کاسه گر محله شروع می‌شود. این محله یکی از محلات بزرگ چهار شنبه پیش محسوب می‌شود که پشت مرقد امامزاده عبدالله واقع است.

محله سنگ پل: در سه راهی خیابان بازار به چهار شنبه پیش و آستانه واقع است و گفته می‌شود شهر و از این محله عبور می‌کرد وبرای عبور مردم سنگی بر روی آبراه انداخته بودند که به پل سنگی یا سنگ پل معروف شده‌است. سنگ پل در گذشته مبدا و خروج شهر بابل بود و دروازه شهر برای عزیمت به کیاکلا، بهنمیر، قائم شهر (شاهی) بود. با احداث جاده جدید بابل –قائم شهر از اهمیت آن کاسته شد.

محله سر حمام میرزا هادی: در سه راهی سید جلال به میانکت در مقابل تکیه فعلی و پشت مغازه بقالی آرام یک حمام عمومی وجود داشت به نام حمام میرزا هادی، که اشتهار این محله به خاطر وجود حمام مذکور است. سر به معنی محله‌است وحمام هم به سر حمام محله تبدیل می‌شد. این محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه‌است و میرزا هادی سازنده و صاحب حمام بود.

محله میانکت: میان کت و میان کتی از نامهای این محله‌است که بین مسجد ابو و سر حمام میرزا هادی واقع است. کت به معنای کتف و شانه نیز تخت شاهی و به معنی دیوار ، قنات و کاریز هم هست در دوران قاجاریه به این محله، میان قطع هم می‌گفتند. قدیمی‌ها بیشتر به آن میون کتی اطلاق می‌کردند. این محله در سه راهی محلات سر حمام میرزا هادی، اجابن و پنج شنبه بازار، و ابوالحسن و ابوالحسین قرار دارد و شاید از این نظر محله‌ای میان این محلات است به آن میان کتی یا میون دکتی گفته‌اند.

محله ابو الحسن و ابو الحسین: این محله که اکنون به کوچه شهید محبوبی اشتهار دارد امامزاده محل مقدسی است به نام برادران ابوالحسن وابوالحسین که نزد مردم به ویژه بانوان از کرامات زیادی برخوردار است و هنوز هم مراسم نذر و نیایش و دعا و سفره خوانی توسط بانوان در این مکان که وسط محله قرار دارد بر پا می‌شود. این محله در دوران قاجاریه نیز وجود داشت.

محله د باغ خانه پیش: در گذشته این محله مکانی داشت برای کشتار دام و پاک کردن و فروش پوست دام. دباغ خانه +پیش- کلمه پیش در پسوند برخی از محلات بابل به معنی مکان و محله محسوب می‌شود و در محاوره محلی در پسوند برخی از محلات کلمه پیش استعمال می‌شد. این محله قدمت تاریخی آن به دوران قاجاریه می‌رسد و ماهی رود خانه نیز در کنار آقا رود، و در باغ آزادیان در گذشته وجود داشت.

هسسکاکلا: محله‌ای در سادات محله فعلی که در دوران قاجاریه به علت جنازه‌های فراوان درز این محله که بر اثر بروز به استخوان (هسسکلا) تبدیل شده بود هسسکاکلا خوانده می‌شد. به علت شیوع بیماری مهلک وبا که منجر به فوت هزاران تن از اهالی بار فروش در دوران قاجار شده بود و امکان دفن همه آنان نبود. جنازه‌ها در این منطقه انباشته شده بود.

نفتی محله: نفتی محله یا نفطی محله:محله‌ای در کنار مزرعه گل فعلی بابل که در برخی کتب و نیز در پسوند فامیلی برخی از ساکنان این محله کلمات نفتی، نفطی به دو شکل دیده می‌شود. در دوران قاجاریه گفته می‌شود نام قبلی آن لیلک محله‌است.

وک محله: منطقه‌ای جلگه‌ای و پر از آب و قور باغه در شرق میدان همزه کلا فعلی که در گذشته شب هنگام به خاطر سرو صدای قورباغه‌ها به وک محله معروف شده‌است. وک به معنی قورباغه ونام جدید آن همت آباد و حسین آباد، که از محلات اقماری و شرق همزه کلا محسوب می‌شوند. وک محله در دوران قاجاریه وجود داشت.

محله بندار کلا: بندار کلا یا بندرکلا یا بنادار کلا در اصل بنه دار کلا بوده‌است که تدریجا تبدیل به بندر کلا یا بندار کلا شد. قدمت آن به دوران صفویه می‌رسد: در زمان صفویه بار فروش ده بنه دار داشت که به معنای رئیس بازرگانان و انبارها بود. آقا شریف بنه دار بار فروش ده و توابع آن را در دست داشت. بنه دار کلا یا بندر کلا در نزدیکی محله اوشیب و در کنار بابل رود واقع است. بندر کلای دیگر نیز به موازات بابل رود در ابتدای امیر کلا قرار دارد.

محله درزی کتی: محله‌ای در کنار بابل رود و گل محله (گله محله)که به علت قرار داشتن بر روی تپه که به آن کتی می‌گویند و نیز درزی به معنی خیاط و جامه دوز می‌باشد و درزی کتی به معنی قلعه، تپه یا کتی و بلندی که متعلق به خیاط بوده‌است. برخی از ساکنان این محله از نام فامیلی و پسوند درزی یا درزی پور ودرزی نژاد بر خوردارند. محله‌ای است با همین نام در دوران قاجاریه.

سر حمام بیزن حاجی: محله سر حمام بیزن حاجی یا بیج ناجی محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه‌است که به خاطر وجود حمامی در وسط این محله که متعلق به شخصی به نام حاجی بیژن بود نام محله به سر حمام بیژن حاجی در بین مردم اشتهار یافت. این حمام هنوز هم باقی است و فعالیت دارد.

محله صد دستگاه: در سال ۱۳۴۲ به علت وقوع سیلاب مخرب بابل رود در محلات قاضی کتی، درزی کتی و گله محله حدود یکصد خانه در این محلات دچار سیل و تخریب شد که با استقرار سیل زدگان در چادرهای موقت یکصد خانه ارزان قیمت در شمال شهر بابل احداث شد که به صد دستگاه معروف شده‌است.

محله سبزه میدان: سبزه میدان یا میدان سبز:در گذشته اولین نقطه ورودی شهر بابل بود که پس از بهرارم منطقه‌ای خشک و مرتعی بود و سیاحان به خاطر سر سبزی و وسعت منطقه که ابتدای شهر بود به آن میدان سبز یا سبزه میدان می‌گفته‌اند. به مرور این منطقه تاریخی که از دوران صفویه تا قاجار به این نام معروف بود از دوران پهلوی اول و دوم به سبزه میدان بین مردم اشتهار یافت.

محله کمانگر: کمانگر کلا –منطقه‌ای بالاتر از قصر و کاله نام داشت که خانواده سلطنتی در هنگام سفر شاه به بابل در این منطقه اسب سواری می‌کردند. کمانگر، به معنی استقرار طایفه و قومی با همین نام در منطقه بود که بعدها جزو محدوده شهر قرار گرفته‌است.

محله هفت تن: هفت تن از محله‌های هاشیه‌ای و قدیمی بابل که در گذشته به خاطر سرسبزی و وجود امامزاد ه در این منطقه محل زیارت و استراحت خانواده‌ها بود و محل عبور آن از میدان کارگر(شاهیو)فعلی بود و حدود ۲ کیلومتر جاده خاکی را مردم پیاده طی می‌کردند تا به هفت تن برسند. هفت تن جزو آثار تاریخی بابل است و محل تدفین هفت پسر یشتاسب جلالی است که در جنگ با میر کمال الدین بن میر قوام کشته شدند. عده‌ای نیز آن را از نوادگان امام موسی بن جعفر می‌دانند.

محله قاضی کتی: محله‌ای با قدمت از دوران قاجاریهکه به معنای تپه و بلندی در کنار بابل رود در ضلع غربی شهر بابل که متعلق به قاضی است و یا قاضی بر روی این تپه قضاوت می‌کرده‌است. برخی نیز در مجاورت از کلمه قاضی کتی استفاده می‌کنند. ولی در کتب تاریخی از سیاحان خارجی همان قاضی کتی آمده‌است و تپه‌ای بزرگ و زیبا و مشجر در کنار انبار شهرداری وجود دارد.

محله کشتار گاه: در کنار درزی کتی و گله محله، محله‌ای قرار دارد که به خاطر استقرار کشتارگاه شهر بابل در کنار بابل رود به آن نام محله کشتار گاه داده‌اند و در حقیقت بخشی از گله محله‌است که با ایجاد کشتارگاه این نام بر آن نهاده شد.

گله محله: در نزدیکی بابل رود قرار دارد و به خاطر نزدیک بودن به رود خانه و گل آلود بودن محله که از آبرفت و سیلاب بابل رود به وجود می‌آمد و آمد ورفت مردم را مشکل می‌کرد به خاطر فراوانی گل و لای به این نام معروف شده‌است.

باز گیر کلا: به خاطر وجود مرقد درویش علم بازگیری در آرامگاه این محل نام آن بازگیر شده‌است این بقعه متعلق به دوره مرعشیان است و بیانگر دوره تاریخی و قدمت این منطقه‌است.

اوشیب: از محله‌های قدیمی و در کنار بابل رود است که به خاطر همین شیب آب رودخانه به اوشیب معروف شده‌است. او به معنی آب و شیب به معنی سرازیری است. این منطقه از مناطق بزرگ و دیدنی بابل در حاشیه بابل رود است.

خشت کوره سر: محله‌ای حوالی گله محله و ضراپوری تا ورزشگاه آزادی است که در گذشته از گل موجود در این منطقه برای آجر، سفال و کوزه گری استفاده می‌کردند.

هلی باغ: پس از قرا کلا و نو علم فعلی که در کمر بندی غربی و خیابان توحید واقع است باغ وسیع آلوچه وجود داشت که به خاطر این باغات به این منطقه هلی باغ می‌گویند. و بخشی از کوچه‌های تندست یا توحید را شامل می‌شود.

قراء کلا یا نو علم: قره کلا یا قراء کلا، نو علم، نام‌های محله‌ای است از دوران قاجاریه که در سال ۱۳۰۷ شمسی مورد بازدید و توجه شاعر نامی ایرانی نیما یوشیج قرار گرفت و او برای عزیمت به اوشیب از قراء کلا نام برده‌است. قراء کلا یا نو علم که نام جدید تر آن است محله و مکانی بود برای قرائت قرآن و قاریان در مسجد این محله قرآن آموزش می‌دیدند.

خورشید کلا: وجود آئین‌های میترائسم در گذشته‌های دور و قبل از پذیرش اسلام، نام محلاتی چون خورشید کلا را پدید آورده‌است که نشان از قدمت و تاریخی بودن این محلات دارد که در گذشته جزو روستا محسوب می‌شدند.

نقیب کلا: محله‌ای در مرکز شهر که از طرف آستانه و سینما آزادی و مدرسه صدر می‌توان به آن رسید. نقیب کلا به معنای محله بزرگان و ثروتمندان بود و در گذشته به خاطر وجود سرمایه داران بزرگ و افراد متمول و خانه‌های بزرگ و مقاوم آجری ۲ طبقه در آن به نقیب کلا اشتهار یافت. این محله در دوران قاجاریه به همین نام معروف بود. سبک‌های معماری عمارات این محله با معماری بومی دوران قاجار می‌باشد.

محله پیر علم: در گذشته و در دوران قاجاریه نام این محل پیا کلا بوده‌است. ودر کتب تاریخی نام پیا کلا آمده‌است و اثری از نام پیر علم نیست. به علت مقدس بودن علم این محله که در سال ۱۳۱۴ شمسی توسط رضا خان مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت و طی آن چند روز بعد رئیس شهربانی وقت فوت کرد با داستانهایی افواه عموم مطرح است به پیر علم مشهورگشت و امروزه قدیم ترین علم موجود در بابل و زیارتگاه مردم و محل عزاداری دسته‌های سینه زن و زنجیر زن و قربانی کردن و خیرات مردم منطقه و دیگ شهرهای استان است و از کرامات ویژه‌ای برخوردار است.

محله درویش تاج الدین: نام محله‌ای در ضلع شمالی برج بن، حوالی مدرسه حافظ و کوچه شش دری به خاطر قرار داشتن مقبره درویش تاج الدین است. مزار درویش تاج الدین که از دراویش و بزرگان مورد احترام دوره مرعشیان است بین محلات برج بن و لر محله و مقابل مدرسه راهنمایی دخترانه حافظ واقع است. قدمت آن به قرن دهم و یازدهم قمری می‌رسد.

محله مومن آباد: محله‌ای بین محلات ابو محله و سید جلال که به خاطر اعتقادات مذهبی ساکنان آن به مومن آباد اشتهار یافت. اعتقاد و قدرت ایمانی و اشتهار مردم به امور دینی انگیزه نام گذاری چنین نام‌هایی می‌شود.

محله ابو محله: این نام حکایت از وجود روحانی یا شخص بزرگ واعتباری در این محله دارد که محله را با نام می‌شناختند. تا نسل به نسل این نام به دوران بعدی رسیده‌است ابو محله در دوران قاجاریه وجود داشت. و در سفر سیاحان خارجی از آن یاد شده‌است. مسجدی به نام مسجد ابو در میانکت قرار دارد که شاید نام این محله که از همان پیشنماز مسجد باشد.

محله سید جلال: محله‌ای که در مرکز آن و در داخل پارک فعلی مقبره‌ای به نام سید جلال قرار دارد. در گذشته مقبره در داخل ساختمان مستقلی قرار داشت. برخی سید جلال را روحانی بزرگواری می‌دانند و برخی دیگر او را از بزرگان کیائیان جلالیان که طی سالهای ۷۵۰ تا ۷۶۳ قمری در شهر بار فروش حکومت می‌کردند می‌دانند. اکثر ساکنان این محله نیز جلالی نام ¬¬دارند واز نسل سید جلال هستند. بار گاه سید جلال بنا یی چهار گوشه و ۵ ضرب در ۶ متر ابعاد آن بود. این محله از قدیمی ترین محله‌های بابل در کنار آقا رود است و محل زندگی عباسقلی ارباب کدخدای بار فروش و مستجر گمرک بابلسر وبندر گز بود و تکیه‌ای به نام ارباب تکیه در همین محله وجود دارد و ارباب رودهم که از کنار جاده کمربندی و ضلع شرقی محل می‌گذرد بر گرفته از نام عباسقلی ارباب، کدخدای با نفوذ بار فروش است.

محله آزاد بن: محله‌ای در مقابل ورودی آرامگاه معتمدی است که به خاطر وجود درختان بلند و تنومند آزاد به محله آزاد بن معروف شد. این محله در دوره قاجاریهنیز آزاد بند یا آزاد بن نامیده می‌شد. تکیه و سقاتالاری در این محله وجود دارد.

محله کتی: چنان که از نامش پیداست منطقه‌ای قدیمی است با تپه‌ای چند هکتاری در نزدیکی هفت تن مشجر با درختان مرکبات و میوه او به خاطر آن به کتی یا کتی هفت تن معروف شده‌است.

محله سید زین العابدین: در پنج شنبه بازار قدیم حصیر فروشان قرار دارد که مکان زیارتی است احتمالا محل تدفین یکی از فرمانروایان یا دراویش مرعشیان است و قدمت این محله را به دوره مرعشیان و قرن (دهم و یازدهم) هجری می‌رساند. تاریخ ساخت بقعه و درهای چوبی آن ۱۳۱۲ قمری است.
ارتباط با دریا

شهر بابل می‌تواند از راه‌های مختلف با دریا ارتباط داشته باشد. یکی از این راه‌ها جادهٔ بابل به بابلسر است که از شمال شهر بابل آغاز می‌شود و تا جادهٔ ساحلی بابلسر ادامه دارد. دیگری جادهٔ بابل به بهنمیر است که پس از گذشتن از بهنمیر توسط محله می‌رود به دریا متصل می‌شود و راه دیگر جادهٔ زرگرمحله به جادهٔ ساحلی ای است که میان بابلسر و فریدونکنار قرار دارد. این جاده از شهر زرگرمحله شروع می‌شود و تا جاده ساحلی دریای مازندران (کاسپین)ادامه دارد.
جدا شدن بابلسر

در حدود چند سال پیش بابلسر جزٔ بخش شمالی شهرستان بابل بوده‌است و شهرهای بهنمیر و بابلسر در حومهٔ شهر بابل قرار داشتند اما بنا بر تصمیمات حکومتی در سال ۱۳۶۸ از این شهرستان جدا شدند و شهرستان بابلسر را تشکیل دادند.
جغرافیا

شهر بابل در ۱۳ کیلومتری جنوب دریای مازندران قرار دارد و رشته کوه البرز نیز حدوداً در ۱۰ کیلومتری جنوب بابل قرار دارد و بابلرود نیز از غرب این شهر می‌گذرد. این شهرستان از شمال به شهرستان بابلسر و فریدونکنار٬از غرب به شهرستان آمل و از شرق به شهرستان قائمشهر و شهرستان سوادکوه محدود است.
آب و هوا

آب و هوای شهر بابل به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و شهرهای جنوبی شهرستان بابل به دلیل دارا بودن پوشش کوهستانی و ارتفاع زیاد آب و هوای سرد و کوهستانی دارد.
 
 نقشه آب و هوایی ایران٬بابل داری آب و هوای کاسپینی در شمال کشور
جمعیت

پس از سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهر بابل ۲۰۱٫۳۳۵ نفر اعلام شده‌است. بابل پر جمعیت ترین شهر استان مازندران است. جمعیت شهرستان بابل نیز ۴۶۴٫۵۳۸ اعلام شده‌است.
تاریخ
بابل در دوران سید قوام‌الدین مرعشی

در سال (۷۵۰ ه. ق) کیاییان جلالی _ با قتل فخرالدوله حسن در ۷۵۰ ه. ق سلسله باوندیان سوم پایان یافت. کیافخرالدین در ساری حاکم شد و از این پس این دودمان با عنوان جلالیان بر مازندران مستولی شدند ـ مامطیر را نیز متصرف شدند و مدت ۱۳ سال (تا ۷۶۳ در آنجا حکومت کردند. در سال ۷۶۳ سادات مرعشی سرپرستی میربزرگ در آمل قیام کردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطیر و ساری می‌نمودند، کیائیان جلالی بالاخره شکست خوردند و مامطیر را از دست دادند. سیدقوام‌الدین مرعشی پس از شکست دادن کیائیان جلالی با فرزندان خود در آنجا استقرار یافتند و چندی نگذشت که مامطیر به سبب رونق بازارهای هفته و موقعیت شهر در نیمه راه میان ساری و آمل و از سوی دیگر نزدیکی دریا به احتمال از قرن هشتم به «بارفروش‌ده» تغییر نام یافت. سیدقوام‌الدین مرعشی پس از استقرار در بارفروشده به ترویج امور دینی پرداخت و اهالی آن دیار نیز با او به بیعت نمودند. تا اینکه: در محرم سنه هفتصد و هشتاد و یک ‍(حضرت سیدهدایت قباب) را مرض طاری گشت. و روز به روز صورت تضاعف می‌پذیرفت. و سید را مقام و مسکن بارفروش‌ده بوده‌است چون وصیت تمام شد؛ دعوت حق را لبیک اجابت فرمود چون مطابق وصیت خواستند او را در حجره خودش دفن کنند (سیدرضی‌الدین) مانع گشت، از آنجا نقل کرده به آمل آوردند، و دفن کردند. بعد از فوت سیدقوام‌الدین مرعشی، سید غیاث‌الدین در بارفروش‌ده اقامت نمود. و در احوال وی می‌خوانیم: چون سیدغیاث‌الدین به بارفروشده درآمد و مدتی برآمد، با جد خود آنجه وظیفه خدمت داشته بود به تقدیم نمی‌رسانید، تا به حدی که درویشان جهت سید خواستند که زراعت برنج بکنند، راضی نشد. و تخم برنج که افشانده بودند خود رفت و ویران کرد.
بابل در زمان تیموریان

جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش‌ده در زمان تــیموریان می‌آورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایــران بشمار می‌رفتند و تا مدتی نسبتا مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی _که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت. غلامحسین افضل الملک که در سال نهم جمادی الاخر هزار و سیصد و بیست و دو از بارفروش دیدن می‌کند، دربارهٔ بنای این شهر می‌آورد: سابقا اینجا ده بوده و در جزء جمع دفتری (بارفروش‌ده) نام اینجا بوده‌است. در عهد خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار آنجا را بنای شهر گذاشته‌اند و معابر صـحیحه در آن قرار داده‌اند. تقریبا نود سال است که اینجا را ساخته‌اند. آنچه از منابع متعدد برمی‌آید نام بارفروش‌ده تا اواخر دوران صفویه به این منطقه اطلاق می‌گشت.
بابل درزمان زندیه

در زمان زندیه و هنگام نقل فعالیتهای آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجار ذکر بارفروش بسیار به میان می‌آید و جالب توجه آنکه کلمهٔ ده از آخر آن برداشته شده‌است. گ. ملگونف، سیاح معروف که در سالهای ۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ میلادی از سواحل دریای خزر دیدن می‌کند می‌آورد: بابل پیش از انقلا ۱۹۱۷ م. روسیه، یکی از مراکز بازرگانی مهم شمال کشور و محل واردات امتعهٔ خارجی و همچنین مرکز خرید محصولات طبیعی و مصنوعی قرای و قصبه‌های عمدهٔ مازندران محسوب می‌گردید و به همین لحاظ بارفروش نامیده شده بود. بعضی محققان را اعتقاد بر آنست که: از سدهٔ هشتم ه. ق یعنی از حکومت میرقوام‌الدین مرعشی، بارفروش دیه و از سدهٔ سیزدهم یعنی از زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار بارفروش خوانده شده‌است. حوادث سیاسی اواخر عهد زندیه نقطه عطفی در تاریخ بارفروش محسوب می‌شود. از سال ۱۱۶۵ ه. ق که محمدحسن‌خان شکست سختی به سپاه کریم‌خان زند وارد آورد آهنگ مازندران کرد، از آن سال سرتاسر مازندران تحت سیطرهٔ محمدحسن‌خان درآمد. محمدحسن‌خان تا سال ۱۱۷۲ ه. ق بر مازندران حکمرانی کرد. اما در پانزدهم جمادی‌الثانی ۱۱۷۲ ه. ق جنگی بین وی و شیخعلی خان زند درگرفت با حمله شیخعلی خان محمدحسن‌خان عقب‌نشینی را ترجیح داد و از راه شاه عباسی به سوی استرآباد فرار کرد اما سبزعلی کرد و محمدعلی آقا جاردولو ـ یا به قولی رستم بیگ کرد مدانلو ـ سر وی را بردیدند و برای کریم‌خان به تهران فرستادند. از آن زمان به بعد بارفروش مورد توجه زندیان قرار گرفت تا وقتی که زندیه آن ایالت را فتح و پایتخت را به بارفروش منتقل کردند. موقعی که در سال ۱۷۷۱ مسیحی سیاح معروف گملن از این حدود مازندران عبور می‌کرد ذکر می‌کند: پایتخت چنان که گفته شده به باروفروش انتقال یافته بود. پس از بازگشت علی محمدخان زند در سال ۱۱۹۰ ه. ق به شیراز حسینقلی خان مجددا پرچم خودسری برافراشت و صبحگاهی بطور پنهانی با سرعت هرچه تمامتر خود را به بارفروش مقر مهدی‌خان دادو رساند. حمله غافلگیرانه حسینقلی‌خان به بارفروش، مقر حکومت مهدی‌خان دادو» و برچیدن بساط حکومت وی، عصبانیت کریم‌خان را سبب شد، پس زکی خان را در سال ۱۱۹۰ ه. ق روانه مازندران کرد.
بابل در زمان قاجاریه

مرگ کریمخان زند در سال ۱۱۹۳ ه. ق فرصتی پیش آورد تا آقامحمدخان پسر بزرگ محمدحسن خان که شانزده سال به عنوان گروگان نزد وی به سر می‌برد بتواند فرار کند آقا محمدخان در ۲۸ ذیقعده ۱۲۹۴ در بارفروش به انتظام امور پرداخت. اما رضاقلیخان قاجار به همدستی لاریجانیها در ذیحجه ۱۱۹۵ ه. ق به بارفروش آمده و مقر آغامحمدخان قاجار را محاصره کردند. و آغامحمدخان را به اسارت درآوردند. ولی دوستداران آغامحمدخان در بندپی به بهانه مراقبت سخت‌تر از او، وی را به بندپی بردند. از سویی مرتضی قلیخان و مهدیقلیخان قاجار و مصطفی‌قلیخان قاجار پس از شنیدن خبر محاصرهٔ برادر بزرگ خود را به بارفروش رساندند و رضاقلیخان را برآن داشتند که خان ابدال خان را به جنگ ایشان بفرستد، اما شکست خورده و اسیر شد. دوستان آقا محمدخان پس از این ماجرا وی را با دویست تفنگچی به بارفروش بردند. آقامحمدخان تا صفر سال ۱۱۹۷ از دست برادران که علیه او دست به آشوب زده بودند آسوده شد و به استرآباد و پس از مدتی توقف در آنجا در ۲۳ ربیع‌الاول ۱۱۹۷ ه. ق به ساری بازگشت. همین که آغا محمدخان قاجار اساس حکومتش را در مازندران استحکام بخشید باز مرکز را بساری انتقال داد. گرچه تا اواخر دورهٔ قاجاریه ساری حاکم نشین مازندران بود اما به سبب وجود ادارات مالیه، اوقاف، تطمیه، کارگزاری، فواعِد عامه و دربارفروش، این شهر اهمیت بسزایی در امور مازندران داشت. در سال ۱۲۱۴ ه. ق فتحعلی شاه بعد از کشمکش با مدعیان قدرت، پسر یازده ساله خود محمدقلی میرزا را به حکومت مازندران منصوب کرد. در این زمان سپاهیان مازندرانی که به پیشنهاد قائم مقام جانباز خواندند در جنگ اول ایران و روس که در ۱۲۱۸ ه. ق/ ۱۸۱۲ م درگرفت شرکت داشتند. پادشاهی محمدشاه، فظعلی‌خان قراباغی ۱۲۵۱- ۱۲۵۲ ه. ق به حکومت مازندران گمارده شد. از کتیبه‌ای در مسجد جامع بارفروش دانسته می‌شود که فظعلی خان به دستور محمدشاه، در سال ۱۲۵۱ ه. ق مالیات نانواها را ملغی کرده بود.


بابل و فرقه بابیه

از وقایع مهم بارفروش در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳) واقعه قلعهٔ شیخ طبرسی و فتنه بابی‌ها می‌باشد. پیروان سیدباب در هر ولایتی بنیاد ظهور و خروج نهادند و قصور خلافت و بروج نیابت خود را بزور بر کیوان عروج دادند. از شاهرود روی ببارفروش نهادند ـ در آن زمان مازندران حاکم نداشت و تنها شهر مازندران که وابستگی قومی و طایفه‌ای در آن دیده نمی‌شد بارفروش بود و ملامحمدعلی قدوس خود اهل بارفروش بوده‌است ـ و در خارج شهر و حوالی بحر ارم که معروف است بسبزمیدان رحل اقامت فروگرفتند. سخنان آنطایفه را بجناب سعیدالعما بردند و بدیشان پاسخهای سخت آوردند و این طایفه به طریقه ارباب خروج با اسلحه در شهر و بازار آمد و شد گرفتند جناب سعید العلما و علمای مازندران اجتماع این طایفه غریبه را در آنولایت صلاح ندانستند و برخروج امر کردند. نقار و غبار در میانه پدید آمد سخنان نرم بدرشت کشید و ضرب زبان بزخم مشت انجامید عباسقلی‌خان سرتیپ لاریجانی بنامه سعیدالعما از این کارآگاه گشته تا ایشانرا از بارفروش بار بر خر نهاده دجال‌وار روانه دیار بوار نماید کار بنزاع و دفاع انجامید دوازده کس از بابیه مقتول شدند و چند تن از اینان زخمدار گشتند ملاحسین ـ بشرویه‌ای ـ و حاجی محمد علی مازندرانی که روسای آن گروه بودند مستدعی شدند که بجانب عراق روند سردار لاریجانی مضایقتی نکرد و برایشان سخت نگرفت از علی‌آباد ـ قائمشهر کنونی ـ بگذرانیده بعراق روانه سازد و ایشان کوچ دادند و روی براه نهادند چون بعلی‌آباد رسیدند خسرونامی قادی کلائی از قوای علی‌آباد بطمع اموال ایشان افتاده با جمعیتی دنبال آن کاروان گرفت و به اسم همراهی و محافظت رشوتی خواست آنان نیز مضایقه نکردند ولی طمع خسروگدا. طبع از کرم و درم آنان افزوده بود. ایشانرا از گذشتن منع کرد و بدان اموال امر نمود و دو تن از همراهان ملاحسین کشته شدند و قریب به غروب بمقبرهٔ شیخ طبرسی رسیدند متحیر ماندند از خسرو بیک و همراهان او نیز سخت خایف و مضطر شدند و خسرو اسب سواری ملاحسین را گرفتن خواست و در شمشیر او نیز طمع کرد ملاحسین بشرویه ـ بشرویه‌ای ـ تیغی بر خسرو راند که بخون غلطید و جمعی از موافقانش را نیز بکشت و معدودی فرار کردند. ملاحسین که دید کار به اینجا کشیده شد از رفتن به عراق پشیمان شد و در محوطه مقبره مرقد شیخ طبرسی متحسن شد. بشروئی وقتی بآنجا آمد؛ وضعیت آن محل را چنین مناسب دید که آنجا را مرکز جنگ هولناک خود قرار دهد. پس شروع بساختن پناهگاه و کمینگاهها و بلند ساختن برج‌ها و دیوارها کرد چون از ساختن قلعه و استحکامات فارغ شد شروع به جمع آوری اسلحه کردند، تکمیل مهمات، تمرین بابیان به طرز استعمال اسلحهٔ آتشی و شمشیر زدن و تهیه مهمات و ذخایر جنگی کرد پس پیروانش را به چند دسته تقسیم نمود و آنها را به دهات و شهرهای اطراف فرستاد تا بقدر کفایت یکماه یا زیادتر گوسفند و خواربار و علوفه حیوانات خریداری نمایند وگرنه با غارت و چپاول تهیه سازند. آنها این عملیات را در زمان کمی انجام دادند. آنگاه نواب و دعات خویش را باطراف فرستاد تا مردم را بسوی باب دعوت کنند. چون خبر جماعت بابیه در شیخ طبرسی و دراز دستی ایشان در نهب و غارت اطراف مازندران گوشزد شاهنشان ایران ـ ناصرالدین شاه ـ گشت، فرمان داد که بزرگان مازندران لشکر آماده کرده بر ایشان بتازند و جهان را از وجود آن جماعت بپردازند اول آقا عبدالله برادر حاجی مصطفی‌خان هزار جریبی دویست نفر از مردم هزار جریب را منتخب ساخته با تفنگچی سورتی به ساری آمد و در آن جا میرزا آقا نیز از افغان‌ها ساکن ساری و سوادکوه و ترک جمعیتی فراهم کرده به اتفاق تا علی‌آباد رفتند و از مردم علی‌آباد جماعتی نیز امداد ایشان کردند. جماعت بابیه بر آقاعبدالله بتاختند و مبارزتی سخت دست داده در آن نزاع سی نفر از تفنگچیان آقا عبدالله مقتول گشتند و باقی منهزم شدند ملاحسین بی‌ترس و بیم خود را به آقا عبدالله رسانیده و او را با تیغ دو نیمه کرد اول بار تفنگچیان را طعمهٔ شمشیر ساختند. پس به کار اهل قریه پرداختند و اناثأ و ذکورأ و صغارأ و کبارأ تمامی را با شمشیر و خنجر پاره پاره کردند. پس از آن آتش بدان قریه زدند و اموال و اثقال ایشان را غارت کردند چون خبر قتل آقا عبدالله و غارت افرا معرض شاهنشاه افتاد، شاهزاده مهدیقلی‌میرزا را به قلع آنها مامور ساخت ملاحسین و حاجی محمدعلی از حالت آن لشگر آگهی یافتند بابیهٔ از جان گذشته به عزم شبیخون طریق واسکس پیش گرفتند آتش در آن سرای انداخته تمامت آن عمارت با بهاربندی که یک طرف آن بود و عمارت حسینیه که در جنب آن بوده با جماعتی که در آن جاها مسکن داشتند، یکسره بسوختند و بعضی را هم کشتند و جسد ایشان را در آتش افکندند و جماعتی از تفنگچیان اشرف، در کنار لشگرگاه سنگری ساخته بودند گلوله بر سینهٔ ملاحسین آمده پس جسد او را در زیر دیوار مرقد شیخ طبرسی، با جامه و شمشیر به خاک سپردند چون مدت محاصرهٔ قلعه شیخ طبرسی وجلادت جماعت بابیه به چهار ماه کشید، شاهنشاه به اهل مازندران خشم فرموده، سلیمان خان افشار را فرمان داد تا با لشکر ی خونخوار به جانب مازندران روان شود پس از این واقعه، دیگر در قلعهٔ شیخ طبرسی برگ درخت و علف زمین و استخوان و چرم تمام شد و راه فرار مسدود گشت، ناچار جماعت بابیه زنهار طلبیدند سعیدالعلما و دیگر اهالی بر قتل حاجی محمدعلی و بزرگان بابیه فتوی دادند و گفتند بازگشت ایشان در شریعت مقبول نباشد و تمام را در سبزه میدان بارفروش مقتول ساختند. در این فتنه از جماعت بابیه هزار و پانصد نفر به معرض تلف درآدمدند. بین سالهای (۱۲۶۷- ۱۲۷۱ ه. ق) دو کارخانه شکر و قند در شهرهای ساری و بارفروش به سعی مصطفی‌قلی‌میرزا حاکم مازندران و ابتکارات صدراعظم معروف آن دوره ـ میرزاتقی‌خان امیرکبیرـ بنا شد و به اهمیت تجاری و بازرگانی شهرهای ساری و بارفروش افروده شد و بر اثر تجارت و بازرگانی فوق‌العاده بارفروش دولت روسیه بر اثر نفوذی که پس از عهدنامه ترکمانچای در ایران به دست آورده بود. یک نفر نماینده تجاری به نام آگنط ـ آگنت ـ در بارفروش داشت. در بیستم ربیع الاول ۱۲۷۳ هجری قمری میرزا اسداله وزیر برای سرکشی کارخانه شکرریزی دولتی به بارفروش آمد و در آنجا خبر فتح هرات توسط سپاهیان ایرانی به او رسید به همین مناسبت به دستور او و به اهتمام حاکم بارفروش ـ میرزا شفیع ـ شهر را چراغانی کردند و خود وی در مسجد جامع بارفروش حاضر شده و مژده این پیروزی را به مردم داد. میرزا شفیع به پاس کوششهایی که در این باره انجام داد از طرف حاکم مازندران به یک «طاقه شال ترمه» مفتخر گردید. مسعود میرزا ظل‌السلطان، که روزگاری والی مازندران بود در سال ۱۲۷۸ ه. ق دربارهٔ بارفروش می‌آورد: شهر دوم مازندران بارفروش است. این اسمی است با مسمی در اینجا رد و بدل و خرید و فروش می‌شود. در این شهر، از داغستانی و لزجی و اهل آذربایجان و عراقی و ارمنی و ترکمان و غیره و غیره، همه گروهی هستند، یک کمپانی روس هم هست برای ترویج تجارت و تربیت مردم تازه. در سال ۱۲۹۲ ه. ق به دستور ناصرالدین شاه را ه مستحکم بارفروش و ساری و راه کالسکه رو با پلهای مستحکم بین آمل و بارفروش ساخته شد. و علیرضاخان عضدالملک در مدت حکمرانی خود در زمان غلامعلی‌خان نظام السلطان نوری ۱۳۲۶ ه. ق حاکم مازندران، برای تشکیل انجمن ولایتی، از مجلس شورای ملی که به وی تلگراف شد.


بارفروش به عنوان مرکز مازندران

در سفرنامه تحف بخارا در این باره آمده: حکومت به اهالی ساری و بارفروش حکم مجلس شورا را ابلاغ نمود. اهالی ساری به واسطهٔ نفاق و بی‌اطلاعی خود غفلت کردند، والی اهالی بارفروش، چون نسبت به اهالی ساری اندک جهان دیده ـ ترـ و باهوش و صاحب ثروت و عدهٔ نفوسشان هم زیاد بود، فورأ انجمن نظارت تشکیل داده، به تصویب حکومت، شش وکیل جهت انجمن ولایتی و دو مبعوث، جهت پارلمان طهران انتخاب کرده، وکلای طهران را روانه نمودند. انجمن ولایتی ایشان هم مفتوح شد. اهالی ساری بعد از شنیدن این خبر هشیار شده، مدعی شدند که مرکز حکومت نشین ساری است، سایر شهرهای مازندران باید تابع ساری باشند. بارفروش ابدأ حق وکیل فرستادن به طهران را ندارد، با وکیل خود را به ساری فرستاده، در بارفروش انجمن بلدی بگشایند. انجمن ولایتی در ساری که مرکز است باید منعقد باشد. بعد از قیل و قال کشال، اهالی ساری هم در منزل شیخ علی اکبرنام، یکی از ملای پیش نماز، به معیت شیخ غلامعلی پیش نماز انجمنی تشکیل داده، بدون تعیین نظار و وکلای ستهٔ ولایتی، دو نفر مبعوث به اکثریت آرا انتخاب کرده، به طهران روانه نمودند. ولی وکیلهای ساری را در پالمان قبول نکرده وکلای بارفروش، پذیرفته شدند و تیلگرافی هم از مجلس شورای ملی به نظام السلطان، حکومت ـ حاکم ـ مازندران، رسید که انجمن ولایتی به واسطهٔ اهمیت داشتنش باید در بارفروش منعقد بوده، انجمن ساری بلدی باشد. بارفروش هم اگرچه انجمن رسمی داشتند، ولی ترتیب درستی نداشته، تمام اختیارات در دست علامه ـ ملامحمد جان علامه ـ نام ملای پیش نمازی بود.
بابل در زمان مشروطیت

مخبر انجمن ـ آقا حسن بادکوبه‌ای ـ بود که یادداشت‌های مهم روز را برای روزنامه «حبل‌المتین» می‌فرستاد. اعضای انجمن به دستور تلگرافی مجلس شورای ملی، آقایان مفتخرالممالک ـ شهریارپوری ـ و حاج ابراهیم ماهوت فروش را به سمت نمایندگی انتخاب و به تهران فرستادند. مخالفان برای کشتن علامه و معین التجار پافشاری می‌کردند. ـ و ـ آنان هم مجبور شدند خود را مخفی کنند. حسین لطیفی، حاجی کسروی و شعبان کوچک سرایی و چند نفر دیگر مامور قتل علامه بودند. منزل علامه در محله آستانه در کوچه بن‌بستی بود، چند نفر هم مسلح، حفاظت از آنرا به عهده داشتند. در یکی از شبها آنها حمله کردند، نگهبانان منزل متواری و ترورسیتها از پشت بام وارد خانه می‌شوند. در خانه بین محافظین جان علامه و تروریستها تیراندازی می‌شود، همسر مرحوم علامه از این موقعیت استفاده و نردبانی آماده می‌کند که علامه از گذرگاه ویژه‌ای به خانه یکی از همسایگان برود، همینکه علامه به آخرین پله نردبان می‌رسد، پایه نردبان می‌لغزد و علامه به زمین می‌افتد و دچار شکستگی فک و سر و بالاخره خونریزی مغزی می‌شود و به فاصله یکی دو روز بعد در می‌گذرد. در تشیع جنازه‌اش جز چند نفر از مشروطة خواهان کسی شرکت نمی‌کند. بعد از این که کار مشروطه خواهان در تهران تا حدودی ضعیف شد و شاه بر ملت غلبه نمود، از مازندران به کلی اسم مشروطه برداشته شد. و در بارفروش هم «ملامحمدجان علامه» و معین التجار مشروطه‌خواه به سال ۱۲۸۸ ش/ ۱۳۳۰ ه. ق با توطئه مستبدین محلی به اسامی حاجی کسروی و حسین لطیفی و علیقلی گومیج و حسین نامی کشته شدند. در همین سال «خبر رسید که چند نفر از مجاهدین قفقازی به ریاست «پانوف» ـ پانف ـ نام بلغاری، از دریا با کشتی بخاری به بندر مشهدسر ـ بابلسر امروزی ـ سربرآمده، گمروک خانه و تیلگرافخانه را ضبط کرده، در گمروک خانه هرچه نقده بود گرفته، از طرف خودشان در گمروک آدم گذاشتهٔ بارفروش می‌آیند. پسر اسماعیل خان سوادگوهر با چند سوار جلوتر رفته در بارفروش در کاروان سرایی منزل داشت. مجاهدین رفته خواستند او را بکشند، ممکن نشده، آنها خبر شده، سر دروازهٔ کاروان سرا را سنگر کرده دعوا و تیراندازی کردند. بعد از صرف تیر و تفنگ زیاد، پانوف زخمی شده برگشته به منزل شاه‌زاده اعظام السلطنه ـ و بعد با کمک مشروطه خواهان محلی به بندر گز روانه شدند، ورود آزادی خواهان به سرکردگی پانف از بندرگز به گرگان مورد استقبال مردم به رهبری شیخ محمدحسین روحانی مشروطه‌خواه قرار گرفت. در همان سال مردم بارفروش علیه یهودیان این شهر شوریدند و چهارده تن از یهودیان را کشتند.
بابل در زمان اشغال ایران توسط متفقین

در شهریور ۱۳۲۰- قوای شوروی و انگلستان و بدنبال آن ارتش امریکا از شمال و جنوب وارد ایران شد. در نتیجه دستگاه پادشاهی رضاخان فرو ریخت. مازندران مانند سایر استانهای شمالی ایران به وسیله قوای شوروی اشغال شد ـ شهر بابل که مرکز اداری و قضایی مازندران غربی بود بتصرف سربازان روسی در آمد، قصر شاه، باغ وزیر جنگ، ـ یا باغ شاهنشاهی ـ از سه راه فرهنگ تا چهار راه فرهنگ و از سبزه میدان تا اول مخابرات و خیابان مدرس فعلی باغهای داداشپوری و اسدالله خانی و سایر ساختمانهای مهم شهر و اطراف آن بوسیله قوای شوروی اشغال و پایگاه نظامی شد. در آنزمان قویترین سازمان سیاسی ایران، حزب توده بود که این حزب در پیروی سیاست شوروی تلاش می‌کرد و شهرستان بابل از مراکز مهم حزب توده بوده‌است که وضعیت و سیاست فعال و تشکیلات وسیع و جا افتاده‌ای را در برداشت و مبارزه علیه حزب مزبور در شهر بابل و دهستانهای کوهستانی اطراف آن بویژه در دامنهٔ کوههای بندپی وضع تدافعی بخود گرفته بود. در هشتم شهریور ۱۳۲۴ مصادف با بیست و یکم ماه رمضان وقایع زد و خورد حزب توده با جمعیتهای مخالف در شهر بابل که در پناه سربازان روسی انجام شده و عده‌ای از محترمین و مجاهدین بابل بازداشت شدند. ولی بتدریج ملی شدن نفت در سراسر ایران در سرلوحه کارهای سیاسی کشور قرار گرفت. در ۲۸ تیرماه ۱۳۲۹ لایحه قرار داد الحاقی نفت گس- گلشاییان از سوی دولت ساعد به مجلس داده شد در استانهای کشور از جمله در مازندران و شهرهای آن بویژه در شهر بابل روحانیونی به جمعیت ایرانی هواداران صلح پیوستند و اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی را امضا و منتشر کردند.
دوران معاصر
بارفروش همواره بعنوان یکی از شهرهای مهم، صحنهٔ زد و خوردهای سیاسی و تاریخی بوده‌است.

در سال ۱۹۰۴ اعلامیه‌ای خطاب به نمایندگان خارجی در روز یکم آذر سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی نام بارفروش همراه با ساخت ساختمانهای تازه دولتی همچون اداره پست (۱۳۱۵)، در کنار سبز میدان و ساختمانهای شهرداری و شهربانی(۱۳۱۴) به شهر بابل تغییر نام یافت. نام بابل از نام رودخانه باوُل گرفته شد، که در بر غربی شهر روان است و اکنون به رود بابل معروف است. البته امروزه با توجه به ساخت و سازهای فراوان و گسترش فضای شهر این رودخانه تقریباً در قسمت‌های مرکزی شهر قرار گرفته‌است.
جنگلهای طبیعی شهرستان بابل ۴۹۹۳۶ هکتار بوده و رودخانه بابلرود از رودهای مهم این شهر به شمار می‌رود. این شهر دارای آب و هوای معتدل و مرطوب می‌باشد.
بابل دارای ۷ شهر تاسیس شده و ۱ شهر مصوب، ۶ بخش، ۱۳ دهستان و ۶۵۳ روستا و ۹۵ دهیاری می‌باشد.

وسعت این شهرستان ۱۵۷۸ کیلومتر مربع می‌باشد
پل محمدحسن‌خان توسط محمدحسن خان قاجار با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال و دراواخر دوره افشار بر روی رودخانه بابل ساخته شده‌است.
در دروه صفوی دریاچه‌ای بسیار بزرگ و زیبا در جنوب شهروجود داشته که در وسط آن تپه‌ای همانند یک جزیره کوچک خودنمادی می‌کرده که بعلت سرسبزی و زیبائی باغهای اطراف این دریاچه زیبا این محل بنام (بحر ارم) نامگذاری شده‌است. این دریاچه سالها پیش خشکیده و در حال حاضر محل سکونت مردم می‌باشد که به دوقسمت بحرارم غربی و بحرارم شرقی معروف است.
از ۲۰ نفر پایه گذاران اولیه حزب ملی ایران در سال ۱۳۲۰، ۳ نفر از اهالی شهر بابل بودند.
بابل همچنین با پیش‌شماره تلفنی ۰۱۱۱ مرکز یکی از ۸ بخش مخابراتی ایران است.
فرهنگ و ادب و هنر
مطبوعات

بابل نیز به تناسب اندازه و جمعیتش مجلات محلی خاص خود را دارد که می‌توان از آنها به دو نمونه بابل نامه (هفته نامه خبری) و چشمه توسعه (ماهنامه فرهنگی اقتصادی) را نام برد. همچنین بابلی‌های مقیم تهران نیز خبرنامه‌ای فرهنگی و هنری به اسم بارفروش را منتشر می‌کنند که البته مطالبش منحصر به بابل نیست و با هنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه می‌کند.
جشنواره‌ها

جشنواره فیلم کوتاه وارش یکی از قدیمی ترین جشنوارهٔ استان مازندران می‌باشد. که توسط مهدی قربان پور مستند ساز مازندرانی در سال ۱۳۷۸ در شهرستان بابل پایه گذاری شد . این جشنواره در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد هر دو سال برگرار می‌گردد.
 
 چهارمین جشنوراه بین المللی فیلم کوتاه وارش
مجتمع فرهنگی سینمایی

مجهزترین و کاملترین مجتمع فرهنگی سینمایی در شمال کشور می‌باشد. که پس از ۱۵ سال آماده بهره برداری شده‌است. کلنگ احداث این مجتمع در سال ۶۸ در دوره وزارت سید محمد خاتمی در وزارت ارشاد اسلامی به زمین خورده بود. این مجتمع در فضایی بالغ بر ۶۵۰۰ متر مربع زیر بنا، در سه طبقه ساخته شده‌است. برای ساخت این مجتمع ۱۳ میلیارد ریال هزینه شده‌است. این ساختمان دارای یک سالن اختصاصی تئاتر است که ۲۵۰ صندلی با سن گردان دارد. این سالن یکی از پیشرفته ترین سالن‌های تئاتر در ایران محسوب می‌شود. سالن سینمایی با ۳۵۰ نفر گنجایش و سالن تابستانی روباز از دیگر سالن‌های این مجتمع هستند. در این مجتمع پیشرفته ترین سیستم صوتی و نمایش کشور و بهترین پرده اکران و پرده نمایش وجود دارد. همچنین این مجتمع دارای سالن‌های نمایشگاهی و گالری‌ها، کارگاه عکس و فیلم و... نیز می‌باشد. این مجتمع توسط اداره کل نوسازی مدارس استان مازندران تکمیل و به بهره برداری رسید.
شهرداری بابل

شهرداری بابل در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به نام بلدیه تاسیس شده که بعدا نام شهرداری به خود گرفته‌است. شهرداری کار خود را در ساختمانی در محل سر حمام شروع نمود و سپس به بازار شهر انتقال یافته و در سال ۱۳۰۷ در ساختمان خیابان مدرس (موزه فعلی) بنا گردید. و به لحاظ گستردگی واحدها و خدمات دیگری که روز به روز به وظایف شهرداری افزوده می‌گردد، ساختمان جدید در محوطه باغ ملی در سال ۱۳۷۳ و بدست جناب آقای بشارتی، وزیر محترم وقت کشور، افتتاح گردید. میرزا محمد علی خان روشن در تاریخ ۱۷/۹/۱۳۱۳ بغنوان اولین شهردار بابل منصوب گردید و بمدت یکسال مسئولیت خطیر شهرداری بابل را بر عهده داشته‌است. آخرین شهردار بابل در دوران طاغوت عباس آمین بوده که بمدت ۲ ماه مسئولیت شهرداری بابل را از تاریخ ۱۱/۵/۵۷ تا ۱۱/۷/۵۷ بر عهده داشته‌است. اسماعیل رضوانیان از تاریخ ۱/۲/۵۸ بعنوان اولین شهردار بابل و جوانترین شهردار انقلاب به مدت ۲ سال و ۳ ماه مشغول فعالیت بود. شهرداری بابل تا کنون ۴۳ نفر بعنوان شهردار به خود دیده‌است.
 
 شهرداری قدیم بابل
عملکرد شهرداری و شورای شهر بابل
 
 پل شهیدکشوری که در سال ۸۹ افتتاح شد

بابل اگرچه یکی از بزرگترین شهرهای شمال کشور است، در مقایسه با شهرهای مجاور و همترازش مانند ساری و آمل بودجه شهرداری ناچیزی دارد[۱۳] با این حال در پنج سال گذشته پروژه‌های بزرگی از سوی شورای شهر و شهرداری بابل شروع شد و به اتمام رسید که از این بین می‌توان به پل شهیدکشوری و پل پیروزی در ایستگاه آمل و جاده ساحلی شهر[۱۴] در کناره بابلرود اشاره کرد.
مشاهیر
 
دلکش

مقالهٔ اهالی مشهور این شهر را در رده:اهالی بابل ببینید.
سعید العلماء
آقا حسین بار فروشی
شیخ کبیر
محمد حسین بارفروشی
رئیس بارفروشی (محوی)
زین العابدین مازندرانی
اشرفی مازندرانی
عجیب مازندرانی
مونس بارفروشی
ندیم مازندرانی
محمد علی ناظم
محمد باقر بصار
عارف بارفروشی
فانی
فائز مرزبالی
کوکب مازندرانی
کوچک شیا ده‌ای
محمد صالح حائری
محمد رضا تجدد
محمد کاظم گلباباپور
دلکش
سید حسین فلاح نوشیروانی
نوشاد عالمیان
هادی نوروزی
شاهرخ مسکوب
سهراب انتظاری
هرمز شجاعی مهر
افشین (خواننده)
حسن قشقاوی
مکرمه قنبری
امامعلی حبیبی
مسیح(معصومه) علی نژاد
امیر پازواری
منوچهر طبری
ماهان بهرام خان
آریا آرام نژاد
میلاد سیفی
ملا نصیرای بابل
فایض مازندرانی
شحنه مازندرانی
اختر مازندرانی
ثنایی
چماقلو
خاوری بار فروش
پنهانی بار فروش
مجنون بار فروشی
ملا محمد حمزه
مکان‌های توریستی
مکان‌های تفریحی
دریاچه‌ها
دریای مازندران(دریای کاسپین)

بزرگترین دریاچهٔ جهان که در چند کیلومتری شمال شهرستان بابل قرار دارد. مسافرین و گردشگران می‌توانند از ساحل دریای مازندران برای استراحت استفاده کنند. هم چنین می‌توان از این دریا برای تفریحاتی مانند قایقرانی٬شنا کردن و... استفاده نمود.
 
 موقعیت جغرافیایی بابل
دریاچه کامیکلا

این دریاچهٔ در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل و در اطراف کوه‌های البرز قرار دارد. دریاچهٔ کامیکلا دارای چشم انداز کوه و جنگل می‌باشد.
دریاچهٔ آب بندان رمنت

این آب بندان در روستای رمنت از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
جنگل‌ها
جنگل لفور

این جنگل در جنوب شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
جنگل نارنجلو

این جنگل که حفاظت شده‌است در بخش بندپی غربی قرار دارد.
جنگل شیاده

این جنگل زیبا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد که به دلیل مرتفع بودن سد شیاده را می‌توان از بالای آن مشاهده کرد.
جنگل بابلکنار

این جنگل حفاظت شده در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
جنگل ویوج

این جنگل در جادهٔ شیاده واقع در بخش بندپی شهرستان بابل قرار دارد. این جنگل حدود بیست هکتار می‌باشد.
جنگل بابلکنار

این پارک جنگلی در بخش بابل کنار شهرستان بابل و در روستای درونکلاشرقی و بزچفت قرار دارد.
رودها

[[پرونده:Mazandaransea02.jpg|thumb|left|دریای مازندران


بابلرود

این رود طویل ترین رودخانهٔ شهرستان بابل است که از کوه‌های سوادکوه سرچشمه می‌گیرد و پس از گذر از غرب شهر بابل در بابلسر به دریا می‌ریزد. طول این رود حدوداً ۷۸ کیلومتر می‌باشد. مصب این رود محل خوبی برای تفریحات آبی است. عمق این رود در قسمت‌های مرکزی بسیار کم و در هنگام ریختن به دریا بسیار زیاد است.
آقارود

این رود کوچک که در روستای سیاه کلا محله شرقی قرار دارد پس از پیوستن به رود بابلرود به دریا می‌ریزد.
رودخانه سجرو

منشأ اصلی این رود کوه‌های بلند بخش بندپی شرقی شهرستان بابل هستند که پس از گذشتن از ییلاق‌ها و روستاهای بخش بندپی شرقی و شرق شهر گلوگاه به بابلرود می‌ریزد.
کلا رود

این رود از کوه‌های بخش بندپی غربی واقع در ارتفاع ۲۲۰۰ روستای فیل بند شهرستان بابل سرچشمه می‌گیرد. این رود حدود ۶۰ کیلومتر طول دارد و عرض آن از ۳ متر تا۳۰ متر متفاوت است. کلا رود پس از گذر از مناطق ییلاقی و جنگلی بخش بندپی غربی و روستاهای بخش مرکزی شهرستان بابل در نزدیکی پل محمدحسن خان به بابلرود می‌ریزد.
آبشارها
آبشار تیرکن

این آبشار در روستای تیرکن و بخش بابلکنار شهرستان بابل قرار دارد.
هفت آبشار

این آبشار که دارای هفت آبشار کوچک متوالی می‌باشد در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد. برای رسیدن به آبشار هفتم باید مسافت بسیار زیادی را طی کرد.
آبشار کیمون

این آبشار در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
چشمه‌های آب گرم
چشمه آب گرم آرزو

این چشمهٔ آب گرم در روستای ازرو از توابع بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. که دارای جاذبه‌های توریستی فراوانی می‌باشد.
ییلاق‌ها

شهرستان بابل دارای ییلاقات بسیار زیادی است از جمله شیج موسی ، لحه ، شاه لینگ چال ، نیراسم و همچنین سلبن ، انیردون و خیلی موارد دیگر
لحه

دور نمای بسیار زیبائی داشته و به ییلاق شیخ موسی مشرف می‌باشد.
انیردون

دارای میوه‌های درختی خیلی کوچک و خوشمزه‌ای است و همچنین پر از گل و سبزه
شیخ موسی

این ییلاق در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. و دارای دو زیارتگاه به نام‌های حاج شیخ موسی و امامزاده عبداله می‌باشد.
فیل بند

این ییلاق مرتفع ترین ییلاق استان مازندران است که در بخش بند پی غربی شهرستان بابل قرار دارد. در این ییلاق یک تپهٔ بلند قرار دارد که از بالای آن می‌توان شهرهای شهرهایی مانند ساری٬نوشهر٬قائمشهر و شهرهای اطراف را دید.
شالینگچال

این ییلاق که از سردترین ییلاق‌های مازندران است در بخش بندپی شرقی قرار دارد. بالاتر از شیسخ موسی و آره قراردارد در فصل بهار منطقه بسیارسرسبزو دارای چشم انداز زیبای می‌باشد.
ورزنه

این ییلاق در منتهاالیه مرز جغرافیایی بابل واقع شده که برای رسیدن به این روستای کوهستانی زیبا و بکر باید از مسیر سخت و دشوار با پیچ‌های خطرناک عبور کرد. این روستا توسط کوههای اطراف آن احاطه شده و دارای آب بسیار گوارا و سرد می‌باشد که مورد توجه بسیار بازدید کنندگان قرار گرفته‌است. اگرچه این روستا نیز مانند بسیاری از روستاهای کوهستانی مازندران در اثر زلزله سال ۱۳۱۸ بکلی تخریب شد ولی دوباره آباد گردید. ورزنه در سال ۱۳۷۹ به کارفرمایی شرکت مخابرات استان مازندران (مدیرعامل خسروی) واجرای سیدحسن حسینی اصل، دارای یک مرکز مخابراتی رادیویی گردید. ساخت این مرکز مخابراتی در حالی انجام گردید که این روستا از یک مسیر امن برخوردار نبود. روستای ورزنه از سمت غرب به روستاهای اندوار و نشل آمل، از سمت جنوب بعد از طی مسافت بسیار دشوار به شیخ موسی می‌رسد.
سدها
سد البرز

این سد بزرگترین سد خاکی ایران است که بین شهرستان بابل و سوادکوه قرار دارد. از آب این سد برای کارهای کشاورزی و هم چنین برای تأمین آب شهرهای اطراف استفاده می‌شود.
تغییرمسیر پیوند
سد سنبل رود

این سد در ۵ کیلومتری جاده بابل کنار سیدکلا به شیرگاه قرار دارد.
اماکن مذهبی
بقعه امامزاده قاسم

این آرامگاه که معروف به آستانه می‌باشد، در مرکز شهر بابل واقع شده‌است.
بقعه امامزاده عبدالله(ع)

این بقعه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در روستای چمازکلا واقع شده‌است.
بقعه سلطان محمدطاهر

این بقعه در روستای سلطان محمد طاهر واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
آرامگاه درویش فخرالدین

این آرامگاه در منطقه موزیرج شهرستان بابل قرار دارد.
مسجد جامع

این مسجد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
مقبره امامزاده علی

این مقبره در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
آرامگاه درویش یوسف

این آرامگاه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل واقع شده‌است.
تکیه پیرعلم

این تکیه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در شهر بابل واقع شده‌است.
تکیه روستای مقریکلا

این تکیه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد. تکیه حصیرفروشان
امامزاده محمد مشهد سرا

آرامگاه این امامزاده در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
اماکن تاریخی

کاروانسرا: بابل بعنوان یک مرکز تجاری که دارای کارونسراها و دکان‌های معتبر بوده‌است، توجه ناصرالدین شاه رادر ۱۲۹۲ ه. ق هنگامی که وی در حال انجام دومین سفر خودبه مازندران بود، جلب کرده وی در سفرنامه خود نوشته‌است، ، شهربارفروش از بلاد معظمه مازندران و پرجمعیت و مرکز تجارت شده‌است، وکاروانسرا دکاکین معتبره دارد، ،

تعدادی از کاروانسراهای معروف بابل:
کاروانسرای شاه عباس (اثری از آن اکنون نیست)
کاروانسرای امین الملک
کاروانسرای ملک (درسال ۷۱ براثر آتش سوزی قسمتی از آن در آتش سوخت)
کاروانسرای معتمد (چهارسوق)
کاروانسرای حضرت (چهارسوق)
کاروانسرای سه راه چال (چهارسوق)
کاروانسرای قیصریه (چهارسوق)
کاروانسرای حاج محمد حسن (در محله بازار)
کاروانسرای ارس(در محله بازار)
کاروانسرای حاجی علیرضا بلورچی(در محله بازار اول چهارراه شهدا)
کاروانسرای لعلی (در محله بیسر تکیه که بخش عمده آن تخریب شد)
کاروانسرای حاج علی اکبر سبزعلیان(شهدا)
کاروانسرای شهمیری(نزدیک سه راه مسجد جامع)
کاروانسرای حاج محمدعلی ایمانی (در محله سه راه فرهنگ)
کاروانسرای داداشپور(سه راه فرهنگ)
کاروانسرای پلنگ (سبزه میدان)
کاروانسرای حاج کریم کریمی(چهارسوق که اکنون اثری از آن نیست)
کاروانسرای حاجی طالبیان(در محله اوجابن که تبدیل به آهن فروشی شده‌است)
کاروانسرای مفتخرالممالک(شهریارپور فعلی)
کاروانسرای دقیق(سنگ پل که اکنون تخریب شده‌است)
کاروانسرای آقا سید حسن مولانا (محل اطراق میرزا رضا کرمانی قبل از ترور ناصرالدین شاه که متاسفانه این کاروانسرا نیز به پاساژ تبدیل شده‌است)
کاخ شاپور

کاخ شاپور از آثار دورهٔ پهلوی در شهرستان بابل می‌باشد و در بخش مرکزی شهرستان بابل و در جنوب شهر بابل قرار دارد. این کاخ در جزیرهٔ کوچکی ساخته شد که دریاچهٔ بحر ارم در اطرافش بود و به دلیل وجود چنین جزیره در شهر بابل کاخی به دستور رضاشاه در آن بنا شد. این کاخ از استراحتگاه‌های رضاشاه در آن زمان بود.
برج دید بانی کاخ بابل

این برج در دورهٔ پهلوی در کاخ بابل ساخته شد.
پل محمدحسن خان

این پل در دورهٔ زندیه در سال ۱۳۴۶ توسط محمدحسن خان قاجار بر روی بابلرود بنا شد. درازای این پل ۱۴۰ متر و پهنای آن ۶ متر است. ملات این پل سفیدهٔ تخم مرغ است. [[پرونده:Mohammadhassan khan bridge in Babol.jpg|thumb|left|پل محمدحسن خان]]
موزه بابل

این موزه که در قدیم ساختمان شهرداری بوده٬تنها موزه مردم شناسی استان مازندران می‌باشد. در این موزه بسیاری از وسایل چوبی قدیمی٬وسایل کشاورزی اقوام مختلف٬کوزه‌های سفالی و حتی مجسمه‌های قدیمی را می‌توان در این موزه مشاهده کرد.
ساختمان شهربانی

این ساختمان در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد که یک بنای بسیار قدیمی است و به ساختمان شهرداری تبدیل شده‌است.
تپه عیسی کتی

این تپه که مربوط به دوران تاریخی پیش از اسلام می‌باشد در میربازار بابل بنا شد.
ساختمان پست

این ساختمان به دستور هادی روحانی (امام جمعه سابق بابل) در سال ۱۳۷۷ تخریب شد.
مجموعه بناهای نجفی

این بنای تاریخی مربوط به دورهٔ پهلوی اول در شهرستان بابل می‌باشد و در روستای نقیب کلا ثلاث از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل واقع شده‌است.
بازار ماهی فروشها

این بازار قدیمی در بخش مرکی شهرستان بابل واقع شده‌است.
آرامگاه زین العابدین

این آرامگاه از بناهای دورهٔ قاجار در بخش مرکزی شهرستان بابل می‌باشد.
بنای طاهر مطهر

این بنا مربوط به دوری قاجاریه می‌باشد که در بخش لاله آباد شهرستان بابل واقع شده‌است.
آرامگاه درویش علم بازی

این مقبره در بخش مرکزی شهرستان بابل و پشت آرامگاه معتمدی بابل قرار دارد.
تپه بنگر کلا

این تپه در روستای بنگر کلا٬بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
پارک پردیس بابل

این پارک قدیمی در روستای متی کلا شهرستان بابل قرار دارد.
تپه قلعه کتی احمد کلا

این قلعه در روستای احمد کلا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
تپه کوتر دین

تپهٔ کوتر دین مربوط به دوران پیش از اسلام در شهرستان بابل است. این تپهٔ تاریخی در روستای کوتر دین شهرستان بابل قرار دارد و از آثار ملی ایران می‌باشد.
سردر دانشگاه علوم پزشکی

این بنا در دورهٔ پهلوی در بخش مرکزی شهرستان بابل ساخته شد.
مجموعه ابوالحسن کلا

این مجموعه در روستای ابوالحسن کلا٬بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
تپه کپور چال

این تپه در روستای کپورچال واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
مقبره حاج شیخ موسی

این آرامگاه در ییلاق شیخ موسی در بخش بند پی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
تپه پایین دین کتی رمنت

این تپه که مربوط به دوران پس از اسلام می‌باشد در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
حمام قدیم میرزا یوسف

این حمام در دوره صفوی در شهرستان بابل ساخته شده‌است. این بنا در صبح جمعه دوم دی ماه ۱۳۹۰ خورشیدی توسط نیروهای شهرداری بابل تخریب گردید که با دخالت دیرهنگام سازمان میراث فرهنگی و پلیس، تخریب آن متوقف گردید اما بخش اعظم بنا به جز گنبد آن تخریب شده بود.
آرامگاه سیدکبیر

این آرامگاه که در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد از بناهای دورهٔ قاجار در این شهرستان می‌باشد. این آرامگاه از آثار ملی ایران است.
سقاخانه شیاده

این سقاخانه که از بناهای تاریخی شهرستان بابل است در روستای شیاده و در بخش بندپی غربی قرار دارد.
بنای هفت

این بنا در زمان قاجار در شهر بابل ساخته شد.
آرامگاه ملا محمد شهرآشوب

این بنا که در دورهٔ قاجار در شهرستان بابل ساخته شده است٬در روستای بنگرکلا در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
تکیه کبریا کلا

این تکیه که در دورهٔ قاجار در شهرستان بابل ساخته شد، در روستای کبریا کلا واقع در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
حمام نمودار کلا

این حمام که در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد از آثار دورهٔ قاجار در شهرستان بابل است و توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده‌است.
امامزاده هفت تن

این مقبره از بناهای دورهٔ قاجار درشهرستان بابل می‌باشد. این بنای تاریخی که از آثار ملی ایران می‌باشد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
تپه دینه سر پایین رمنت

این تپه از آثار دوران تاریخی پیش از اسلام در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است.
گنبد سرست

این گنبد تاریخی در روستای سرست ، بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
قلعه کتی ابوالحسن کلا

این قلعه در روستای ابوالحسن کلا و بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
مسجد چهارسوق بابل

این مسجد تاریخی از آثار دورهٔ قاجار در شهرستان بابل می‌باشد.
حمام پیجا کلا

این حمام که در از آثار دورهٔ قاجار در شهرستان بابل می‌باشد، در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد. این اثر تاریخی در روستای بیجا کلا قرار دارد.
تپه چماز کتی

این تپه که از بناهای قبل از اسلام در بابل می‌باشد٬در میربازار بابل واقع شده‌است.
مراکزآموزش عالی
 
 دفتر مدیران و اساتید دانشگاه صنعتی نوشیروانی

دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
دانشگاه علوم پزشکی بابل
دانشگاه غیر انتفاعی علوم و فنون مازندران
 دانشگاه آزاد اسلامی - واحدبابل
 دانشگاه پیام نور - واحدبابل
موسسه آموزش عالی صنعتی مازندران
 موسسه آموزش عالی طبری
 موسسه آموزش عالی راه دانش
 دانشگاه علمی کاربردی - واحدبابل
 دانشسرای تربیت معلم
 دانشکده سما واحد بابل

شهر بابل ( تلفظ راهنما·اطلاعات) مرکز شهرستان بابل در استان مازندران است. این شهر تقریبا در ۴۵ کیلومتری شمال غربی ساری و ۲۳۰ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شده‌است. بابل حدود ۲ متر از سطح دریاهای آزاد پایین تر است. جمعیت آن در شهرستان در سرشماری سال ۸۸ برابر با ۴۸۳٬۲۷۱ نفر بوده و جمعیت شهر بابل ۲۰۱٬۷۸۹ نفراست.[۱] شهر بابل ، پس از شهر ساری از مهم ترین شهر‌های استان مازندران می‌باشد

 

ع.م
دور از تو، رودی کوچکم قفل اسکله را می بوسم، توقع دریایی ندارم. دور از تو فواره ی بی قرارم پرپر می زنم که از آسمان تهی به خانه ی اولم برگردم. شمس لنگرودی
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :